رمزگشایی از اظهار دوستی [حسین مرعشی]

سرمقاله کارگزاران-23 مرداد87

23 مرداد 1387 ساعت 7:40


بر اساس شواهد تاریخی مردم سرزمین ایران، هیچگاه با پیروان ادیان آسمانی و به‌طور مشخص با پیروان موسی (ع) دشمنی و اختلافی نداشته و امروز نیز یهودیان مورد احترام ملت ایران هستند. پیدایش و ظهور صهیونیسم به عنوان یک فرقه نژادپرست و سیاسی و اقدامات این مجموعه با حمایت قدرت‌های جهانی که منجر به تشکیل دولتی به نام اسرائیل در سرزمین فلسطین گردیده است و مخالفت مردم آگاه ایران با این پدیده ضدانسانی، هیچ ارتباطی با رابطه خوب قاطبه ایرانیان با پیروان حضرت موسی (ع) نداشته و ندارد. 

ساکنان فلسطین اعم از مسلمانان، مسیحیان و یهودیان صاحبان واقعی این سرزمین و مورد احترام هستند. مهاجران متعصب یهودی و تشکیل‌دهندگان و حامیان آژانس نژادپرست صهیونیسم اعم از اینکه یهودی یا مسیحی باشند، مادام که غاصب سرزمین و کاشانه دیگران باشند و به عدالت و انسانیت گردن ننهند، نمی‌توانند انتظار محبت از سوی کسی را داشته باشند. 

اما فراتر از بیان این واقعیت‌ها، چرا آقای مشایی به عنوان معاون آقای احمدی‌نژاد و مسوول میراث فرهنگی و گردشگری ایران، این روزها در مقام بیان دوستی با مردم اسرائیل برآمده‌اند؟ آیا ایشان مسوولیتی در سیاست خارجی ایران دارند؟ آیا جمعیت محدود ساکن در اسرائیل، جامعه هدف گردشگری ایران تلقی می‌شوند؟ آیا اسرائیل و رابطه با مردم آن دارای اهمیت در مبادلات و مناسبات خارجی ایران است؟ اساسا این چند میلیون مهاجر ساکن سرزمین‌های اشغالی دارای چه وزن و جایگاهی در روابط منطقه‌ای و بین‌المللی ایران هستند که معاون رئیس‌جمهور کشورمان، همه مسائل مبتلابه کشور و صنعت توریسم را به کناری گذاشته و اینگونه مکاشفاتی را بیان نموده‌اند؟ 

واقعیت این است که دولت نهم به‌رغم همه شعارهای ارزشی و آرمانی، به دنبال برقرار کردن رابطه با دولت آمریکا به هر قیمتی است.حضور پی در پی برخی دلالان رابطه با آمریکا به ایران و تلاش‌های از این دست بیان کننده این واقعیت است. در مسئله روابط ایران و آمریکا از دیرباز یک تئوری نه چندان واقعی و البته بسیار ناپسند، وجود داشته و آن اینکه عادی شدن روابط دو کشور بدون حل روابط ایران و اسرائیل عملی نخواهد بود. طرفداران این تئوری ادعا می‌کرده‌اند که امکان ندارد لابی پرقدرت اسرائیل اجازه دهد قبل از حل مسائل ایران و اسرائیل، روابط ایران و ایالات متحده عادی شود. اتفاقا در ماجرای مک فارلین نیز آثاری از شیطنت صهیونیست‌ها مشاهده شده است. 

به نظر می‌رسد، قصد آقای مشایی از بیان این مطالب، نه اظهار محبت به مردم ساکن در سرزمین‌های اشغالی، بلکه دادن پالس مثبت به صهیونیست‌های قدرتمند ساکن در آمریکاست تا شاید تلاش‌های نه چندان موفق دولت نهم در گشودن قفل روابط دو کشور را حیاتی تازه ببخشد. 

اگر چنین باشد، جناب رئیس‌جمهور باید به یک سوال اساسی پاسخ دهند و آن اینکه آیا مواضع اعلام شده قبلی توسط ایشان در مورد اسرائیل موضع دولت نهم است یا اظهارات آقای مشایی؟ اگر اظهارات آقای مشایی موضع دولت نیست چرا هیچگاه توسط مقامات وزارت خارجه یا سخنگوی دولت تکذیب نشده است؟ 

و نکته آخر اینکه چگونه است که در مهم‌ترین تصمیمات ملی این قدر متناقض عمل می‌کنیم، اگر رئیس دولت، خاتمی باشد و شرایط برای عادی‌سازی روابط با کمترین هزینه نیز مهیا باشد، نباید از آن بهره ببریم ولی امروز استفاده از سخیف‌ترین روش‌ها هم ضد ارزش و مصلحت تلقی نمی‌شود. 

واقعا چگونه است که این روزها فردی به‌ نام امیراحمدی که سال‌ها در مورد آن به درست یا غلط قضاوت تند وجود داشته، می‌تواند نه تنها دلال روابط ایران و آمریکا باشد بلکه حتی مجاز است به اسرائیل برود و با شائول موفاز گفت‌وگو کند و بعد به ایران بیاید و مدعی شود که با وزرای دولت ارزش‌مدار گفت‌وگو کرده است. آیا حل روابط ایران و آمریکا به هر قیمتی، حتی از کانال صهیونیست‌ها ممکن و ضروری است؟ این سوال مهمی است که مدافعان عزت، حکمت و مصلحت باید به آن پاسخ دهند. البته من مطمئنم که اگر این برداشت از هدف آقای مشایی صحیح باشد نظام جمهوری اسلامی در موضعی از استحکام است که به ایشان و امثال ایشان اجازه چنین اقدامات سخیفی را نخواهد داد. 


کد مطلب: 6028

آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdch.in-t23nv6ftd2.html

شهاب نيوز
  http://www.shahabnews.com