
این ده سال عجیب! [مجتبی واحدی]
سرمقاله آفتابیزد-13 تیر87
13 تير 1387 ساعت 7:25
از خرداد ماه 76 كه علیرغم بسیاری از پیشبینیها سید محمد خاتمی سكان ریاست جمهوری ایران را در دست گرفت تا بهار 77، شرایط ویژهای بر كشور حاكم بود. در این مدت بسیاری از اصلاحطلبان امروزین در حال ساماندهی شرایطی بودند كه بدلیل دوری 5 ساله آنها از قدرت دچار تغییر شده بود.
گروه مقابل آنها نیز به تعبیر محمدرضا باهنر، دوران <اغما> را سپری میكردند. اما با سپری شدن دوره خوشحالی اصلاح طلبان و ناامیدی محافظهكاران، از نخستین روزهای بهار 77 تحولاتی در كشور آغاز شد كه بررسی بسیاری از آنها به همراه آنچه از آن زمان تا سال 87 اتفاق افتاد، میتواند درس آموز باشد.
در بهار 77 برای نخستین بار یك چهره سرشناس سیاسی و اجراییبه پای میز محاكمه كشیده شد كه بدون اغراق میتوان گزارشهای شبانه تلویزیون از روند محاكمه او را یكی از پربینندهترین و در عین حال تأثیرگذارترین برنامههای تلویزیونی بر عرصههای گوناگون كشور دانست. در آن روز، شهردار تهران محاكمه میشد و مردم هر شب میشنیدند كه حتی پرداخت وام برای درمان یك مدیر موفق شهرداری ،جرم تلقی می شود؛ زیرا به زعم محاكمه كنندگان، در اعطای این وام آییننامههای شهرداری و برخی ضوابط عمومی مالی كشور رعایت نشده بود.
اما دهسال پس از آن حادثه، مردم میشنوند كه در شهرداری تهران، دهها میلیارد تومان هزینه فاقد سند وجود داشته است بدون آنكه كسی مورد پرسش قرار گیرد. در بخشی از اوایل دوره دهساله 87-77، بخشی از جناح مسلط بر مجلس ششم شعارهایی مطرح میكردند كه اگر چه واجد هیچگونه اشكال شرعی و قانونی نبود اما بعضی از آنها، اولویت اول جامعه محسوب نمیشد.
یكی از این پیشنهادها برگزاری رفراندوم نسبت به برخی امور چالشبرانگیز بود كه موافقان و مخالفانی در میان اكثریت حاكم بر مجلس ششم داشت و نهایتاً نیز مجال طرح رسمی نیافت. آن روز عدهای آنچنان در برابر كلمه <رفراندوم> موضع گرفتند كه گویی رفراندوم یك مقوله ضد انقلابی است و حتی یادآوری آن، <ذنب لایُغفر!> اما در پایان این دوره دهساله، عدهای از اصولگرایان پیشنهاد رفراندوم در خصوص یك موضوع چالشبرانگیز دیگر را مطرح كردند؛ بدون آنكه كسی نسبت به واژه <رفراندوم> حساسیت نشان دهد.
در اوایل همین دوره دهساله، گروهی از اصلاح طلبان پیشنهادهایی برای استفاده از ماهواره مطرح كردند كه بلافاصله عدهای از اصولگرایان به خروش آمدند و از مردم خواستند از این <علمك شیطان> دوری نمایند. اما در بخشهای پایانی این دوره دهساله عالیترین مقام اجرایی كشور در برابر صدها دوربین تلویزیونی به اطلاع صدها میلیون ایرانی و غیر ایرانی رساند كه <بسیاری از مردم در ایران، آزادانه از ماهواره استفاده میكنند>؛ در حالی كه هیچ كس به خاطر جاخوش كردن <علمك شیطان> بر روی بام بسیاری از خانهها و رسمیت بخشیدن به آن توسط یك مقام عالیرتبه، احساس خطر نكرد.
درهمین دوره دهساله تحقیق و تفحص مجلس ششم را <كشكی> خواندند و هیچ یك از اصولگرایان نیز به پا نخاست تا اعتراض خود را به تضعیف جایگاه مجلس بیان كند، اما در بخش دیگری از این دوره، ابراز تردید قوه قضائیه به برخی از مبانی تحقیق و تفحص، اصولگرایان را نگران كرد كه <هیچكس حق ندارد مجلس را تضعیف كند.>
در نیمه اول از دوره دهساله، یك نماینده مجلس ششم به خاطر انتقاد از قوه قضائیه، زندان سه هفتهای را تجربه كرد و در اواخر نیمه دوم از همین دوره، در روندی مشكوك، گزارشی كاملاً جهتدار علیه قوه قضائیه از تریبون مجلس اصولگرا قرائت شد و تنها واكنش قوه قضائیه، پاسخگویی مكتوب بود؛ بدون آنكه بتواند كسی را به قرائت پاسخ خود از تریبون مجلس، وادار سازد.
كمتر از دو سال بعد از آغاز این دوره دهساله، یك شخصیت سرشناس فعلی– كه از كسب رای حداقلی برای راه یافتن به مجلس ششم بازمانده بود– برگزار كنندگان انتخابات را به تعلل در اعلام نتایج آرا برای ایجاد تغییر در نتیجه انتخابات متهم كرد اما در ماههای پایانی از دوره دهساله، همان شخصیت سرشناس، رقبای سیاسی خود را نصیحت كرد كه <چرا وقتی در انتخابات شكست میخورید، علیه مجریان انتخابات اتهام افكنی میكنید؟>
در بخشی از این دوره دهساله، رسماً اعلام شد كه حتی سخن گفتن در مورد رابطه با آمریكا، جرم است و قابل تعقیب، اما در نیمه دوم از این دهسال اعلام آمادگی برای مذاكره با آمریكا، نشانه دیپلماسی قوی دولتمردان تلقی شد و حتی یك اصولگرای بلند مرتبه، شكستن تابوی مذاكره با آمریكا را مهمترین دستاورد سفر رئیس جمهور به نیویورك دانست و...
باز هم میتوان نمونههایی ارائه داد تا ثابت شود دهسال اخیر دورهای عجیب بوده است. اما به جای تعجب، میتوان از آنچه در این دهسال اتفاق افتاده است درس گرفت. البته مردم، تنها نظارهگر برخی از حوادث بودهاند و در همه موارد، پرداخت كننده هزینه به خاطر برخی تغییر مواضع و رفتار سینوسی سیاستمداران!
به عبارت دیگر، مردم نیازی به درس آموزی از این حوادث ندارند. اما سیاستمداران وابسته به دو جناح، به ویژه اصولگرایانی كه تغییر مواضع آنها قابل انكار نیست ، میتوانند با نگاهی عمیق به ابتدا و انتهای این دوره دهساله و برخی حوادث میانی آن، تغییری در نگاه خود به واقعیات جامعه ایجاد كنند. این تغییر نگاه باید مبتنی بر این اصل باشد كه <هر كلام و اقدامی را براساس اصالت خود آن بسنجند و نه براساس منافع جناحی.>
زیرا مردم ایران نجیب هستند اما فراموشكار نیستند و تغییر مواضعی كه تنها مبتنی بر دوری یا نزدیكی جناحها به قدرت انجام می شود، اعتماد عمومی به سیاستمداران و همراهی های آتی مردم با بسیاری از سیاسیون و كارگزاران حكومتی را دچار خدشه خواهد كرد؛در حالی كه بعید به نظر میرسد در شرایط فعلی، هیچ فرد یا جناحی بتواند بدون برخورداری از اعتماد مردم، كاری از پیش ببرد.
کد مطلب: 4767
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcf.vdjiw6deegiaw.html