
پادشاه لخت سینمای ایران!
سرمقاله حزبالله-17 شهریور 87
17 شهريور 1387 ساعت 17:22
چه كسی جرات می كند به این آقای فیلمساز بگوید با عرض معذرت ولی این فیلم بود یا ...چه كسی شهامت دارد، برای این استاد همیشه در جشنواره حاضر بنویسید « شیرین» شما زهر حلائل بود! كسانی كه كار هنری را چه از دانشكده هنرهای زیبا چه از انجمن سینماگران جوان و یا حتی حوزه هنری و هر مجموعه آموزشی سینمایی دیگر آغاز كرده باشند، از همان جلسات اول با بتی به نام عباس كیارستمی آشنا می شوند بتی كه آنها باید از همان آغاز همه آثارش را شاهكار سینمایی ایران و بلكه جهان! قلمداد كنند تا مبادا بهبی سوادی و خروج از حیطه روشنفكری متهم شوند.
باید از فهم و درك خود چشم پوشند و سابقه و شهرت آقای كارگردان را معیار قرار دهند كه اگر چنین نكنند به وصف تماشاگر عام متصف می شوند و از مزیت عنوان تماشاگر خاص محروم می مانند! آنها باید بیاموزند كه 90 دقیقه خیره شدن به پرده سینما و دیدن چند عكس پشت سر هم و یا واكنش چند هنرپیشه زن به یك صحنه و نمونه های ملال آوری از این دست اوج هنرنمایی یك فیلمساز است و در برابر خلق این شاهكارها باید فقط تعظیم كنند! و خدا را شاكر باشند كه چنین عطیه الهی به این سرزمین عطا شده كه در بسیاری از نقاط این عالم سینمای ایران را تنها با نام این كارگردان می شناسند.
این انفعال فراگیر محصول وادادگی منتقدان و دست اندركاران سینما در دهه شصت و هفتاد نسبت به آثار این كارگردان بود كه اگرچه برخی از آنها با پیروی از قواعد كلاسیك هنر هفتم قابل تأمل و مخاطب پسند بودند اما بسیاری از این آثار كه اتفاقا به دفعات از سوی منتقدان مشمول تشویق و تأیید شدند، مخاطب گریز و ساختار شكن بودند. ساختارشكنی این فیلمساز هم نه از بهر نوآوری و خلق تكنیك های جدید كه از روی تجربه های شخصی و بی اعتنایی به مخاطب عام بود.
تا آنجا كه این فیلمساز هنر سینما را با نگارخانه شخصی خود اشتباه گرفت و هرچه در ذهن می پروراند در قالب هنر هفتم به خورد مخاطب داد و عده ای هم از باب روشنفكرزدگی تصور می كردند كه اگر به مخالفت با این فیلمساز برآیند به دلیل سابقه و كلكسیون جوایز و شهرت او محكوم به شكست خواهند بود پس همان بهتر كه پادشاه لخت سینمای ایران را به خاطر لباس فاخر! تمجید كنند و برای او سوت و كف بزنند. چنانكه این اتفاق پس از سالها دوری او از جشنواره فیلم فجر دو سال پیش با نمایش افتخاری فیلم، « راهها» تكرار شد و جماعتی پس از دیدن این فیلم كسل كننده در سینما صحرا كه از ابتدا تا انتها عكس های سیاه و سفید جاده ها و راهها را نشان می داد، هورا كشیدند و كف و سوت زدند! كیارستمی خوب می داند كه این اقبال مخاطبان به او به دلیل استقبال جشنواره های خارجی به آثار اوست. و حال با قبول این مقدمات باید رویداد اخیر جشنواره ونیز را تحلیل كنیم.
چرا تماشاگران فیلم « شیرین» كیارستمی در اعتراض به این فیلم تحصن كردند. پلاكارد نوشتند و كاریكاتور كشیدند و خواستار بازگشت پول بلیط خود شدند؟ نگارنده این توفیق را داشته كه بخشی از این فیلم را ببیند، اگرچه موضوع فیلم هم انعكاس وسیعی در رسانه ها داشت. واكنش 24 هنرپیشه زن ایرانی به یك تصویر ... این عبارت تمام فیلم است و همچون فیلم های اخیر او واجد سكون ، یكنواختی و ملال آوری! لذا اكنون باید این پرسش را مطرح كرد كه آیا تماشاگران جشنواره ونیز هم مخاطبان عام بودند؟
آیا وقت آن رسیده كه همان طیفی كه این بادكنك را باد كردند آن را بتركانند؟ آیا این اتفاق نقطه عطف پایان عصر كیارستمی و سینمای روشنفكرزده است؟
کد مطلب: 6738
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcf.mdviw6decgiaw.html