گریز از وضع موجود

روزنامه کارگزاران-18 تیر87

18 تير 1387 ساعت 7:33


با نزدیک شدن به پایان دوره چهار ساله ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، حرف و حدیث‌های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری سال آتی به بحث پر حرارت روز در گروه‌ها و محافل سیاسی تبدیل خواهد شد؛ رقابتی که در آن سرنوشت یک دوره چهار ساله مهم و حساس برای مردم و کشورمان رقم خواهد خورد و نتیجه آن در بین گروه‌ها و احزاب سیاسی دارای اثر بوده و در میان جامعه انعکاس گسترده‌ای خواهد داشت. پس از برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی و تشکیل این مجلس که نسبت به مجلس هفتم که رفیق دولت بود، از اندیشه‌های متنوع‌تر بهره می‌برد، گروه‌ها و احزاب سیاسی داخل کشور گام‌های آغازین خود را محتاطانه و لرزان و لغزان برای برنامه‌ریزی روی انتخابات ریاست جمهوری دهم برداشته‌اند. در این میان اصلاح‌طلبان که امروز در حاشیه قرار گرفته‌اند و از چشمه مجلس هشتم تنها جرعه‌ای نصیبشان گشته است، همچنان بر خلاف آرا و نظراتی که اراده بر حذف کلی آنها از صفحه سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی کشور دارد، سرسختانه به حضور خود در پازل قدرت و اداره کشور پای می‌فشارند. 

این جریان در این راستا از سر دوری از بدنه قدرت در اداره کشور دست به اتحاد و ائتلاف با هم‌قطاران می‌زنند همان‌طور که در انتخابات‌های شورای شهر سوم و مجلس هشتم دست به ائتلاف زدند. ملازمان و یاران خاتمی امروز و در شرایط فعلی پس از هم‌اندیشی مثبت و غیر مثبت که نمود خود را در لیست‌های ائتلافی به نمایش عموم گذاشت به دنبال ائتلافی خواهند بود تا بتوانند قوه مجریه را مجددا از آن خود سازند و خاطر مرفه سازند؛ در ذهن و زبان تصمیم‌گیران و تئوری‌پردازان این طیف سیاسی گاهی سخنانی مبنی بر رجوع به سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق کشورمان به گوش می‌رسد که طبیعتا دارای دلایل لازم و کافی است؛ قطعا شخصیت خاص ایشان که جواز عبور از صافی شورای نگهبان را به همراه خود دارد، در این روزها که مهم‌ترین دغدغه اصلاح‌طلبان رد صلاحیت‌هاست، حکم اولین دلیل محکم و قاطع افرادی را دارد که پیگیر حضور ایشان در این رقابت هستند اما فارغ از این دلیل شخصیت کاریزماتیک خاتمی که همراه خود رای بالایی را بر صندوق اصلاح‌طلبان خواهد ریخت از دیگر دلایل این گروه است که امید به پیروزی را در اصلاح‌طلبان دو چندان خواهد کرد؛ اما سومین دلیلی که می‌توان ذکر کرد شخصیت ائتلاف‌پذیر و مقبول خاتمی است که هم به دغدغه دیگر اصلاح‌طلبان در این دوره پایان می‌بخشد و هم راه را بر تکرار تجربه تلخ تعدد کاندید‌اها در انتخابات دور پیش که یکی از علل واگذاری انتخابات به جناح مقابل بود، خواهد بست. 

جدای از شیرینی‌های حضور ایشان برای اصلاح‌طلبان که پاسخی برای بسیاری موانع و مشکلات رودرروی آنان است، بنا به دلایلی که بیان خواهد شد نویسنده این مقال با آمدن ایشان به صحنه انتخابات موافق نیست؛ که لازم است پیش از هر چیز تاکید بدارم که بیان این دلایل و نظرات، آرای شخصی است و قاعدتا مخالف و موافق خواهد داشت و ثانیا میدان بحث و محاجه و نقد بسی فراخ خواهد بود؛ به هر حال باید بیان داشت پا گذاشتن محمد خاتمی به انتخابات ریاست جمهوری هم از سوی جناح مقابل و هم از منظر یاران و جناح موافق ایشان به یک نوع بازی صفر و صد اصلاحات به معنای عام (روزنامه‌ها، احزاب، شخصیت‌های سیاسی مطرح و گروه‌ها و نهادهای وابسته به این افراد و اندیشه و...) تبدیل و تعبیر خواهد گشت که پیروزی در آن پیروزی عامیت اصلاحات به مثابه روشی برای مملکت‌داری خواهد بود (صد) و شکست در آن به معنای اتمام کار اصلاحات بوده و خط سیاه تاریخی بر چهره این نحله فکری کشیده خواهد شد (صفر)؛ همان‌طور که می‌دانیم دوران هشت‌ساله دولت اصلاحات و مجلس ششم سخت‌ترین دوره کاری برای جناح راست اسبق و محافظه‌کار سابق و اصولگرای فعلی بوده است و این گروه پس از فشار هشت ساله با تلاش‌های خود و به هر ترتیب برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری و محو اصلاحات تلاش و سعی نموده است و نباید شک داشته باشیم برای تکرار نشدن اصلاحات به هر طریقی متوسل خواهند شد تا خیابان پاستور را حفظ کنند که تمام این مساعی طبیعی به نظر می‌رسد زیرا هیچ صاحب قدرتی نیست که با طیب خاطر تخت خود را رها كند و تقدیم حریف بنماید و لذا باید دقت داشت اریکه ریاست جمهوری با سهولت تقدیم خاتمی نخواهد شد و در صورتی که ایشان بنا به هر دلیلی رای نیاورد خطاب شود این شکست به معنای اتمام حیات اصلاحات به طور کل در جامعه خواهد شد و آیا چنین شکستی قابل جبران خواهد بود؟ همان‌طور که شاهد بوده‌ایم پس از پایان کار دولت خاتمی اصلاح‌طلبانی که از دایره قدرت به حاشیه عزلت رانده شده بودند تا به امروز در هر جمعی و هر انتخاباتی با پشتوانه مردمی سید محمد خاتمی در میان مردم حضور یافته‌اند و تبلیغات خود را بدان عکس و تصویر زینت بخشیدند و در سفرها از این شهر به آن شهر میزبانی وی را به عنوان نماد اصلاحات طبق آیین عیاری پذیرا شده‌اند به طوری که ایشان امروز بحق پرچمدار اصلاحات به حساب می‌آید و با این اوصاف حضور وی در این انتخابات در صورت شکست احتمالی ایشان آیا نصیبی جز شیرین‌تر شدن شیرینی فتح‌الفتوح اصولگرایی و رسیدن نوید فتح و بشارت به مهر و ماه نتیجه‌ای دیگر برای اصلاحات در بر خواهد داشت. 

به دور از این دلایل عمده دلایل فرعی اما موثر دیگری هم وجود دارد که می‌توان به آنها اشاره کرد؛ اگر از سیل دمادم تخریبی که علیه ایشان در قضایای سفر به ایتالیا یا احیای قضایای 18 تیر ماه که در مجلس به راه افتاد و می‌زند هر لحظه تیغی بر اندامش هنوز بگذریم باید به عدم‌وجود تضمینی برای حفاظت و صیانت آرای مردم اشاره کرد که دلیلی عمده برای عدم‌حضور آنان در پای صندوق‌های رای به شمار می‌رود که این عدم‌حضور مردم غیر مستقیم به ضرر محمد خاتمی خواهد بود؛ دیگری کنار‌گذاردن وزیر کشور در مقطع حساس انتخابات مجلس با وجود رگه‌هایی از اختلاف نظر است که زنگ هشداری برای اصلاح‌طلبان بود که سرنوشت آرا را در انتخابات آتی مبهم می‌نماید؛ از دیگر دلایل باید به این امر اشاره کرد که اصلاحات اکنون و در این برهه زمانی از کمترین اقبال مردمی برخوردار است زیرا اعتماد از دست رفته مردم نسبت به اصلاحات جلب و بازگردانده نشده است و نتیجه آن را تا حدودی در انتخابات مجلس هشتم شاهد بودیم و عده کثیری به دلایل شخصی یا رد صلاحیت‌ها پای صندوق رای نخواهند آمد که همان‌طور که در بالا اشاره شد چنین امری به علت حضور سنتی آرای اصولگرایان به نفع جناح مقابل اصلاحات است؛ تا کی شود که بخت خواب‌آلود ما بیدار شده و متوجه شویم راهی جز صندوق رای در شرایط فعلی پیش رو نداریم؛ از استقلال‌طلبی برخی احزاب هم نباید غافل شد که زخم تعدد کاندیدا و شکستن آرای اصلاحات را همراه خود خواهد داشت و بهانه به دست برخی رسانه‌ها برای چنگ زدن بر چهره اصلاحات خواهد داد کما اینکه در مجلس هشتم این عمل مدت‌ها خوراک تبلیغاتی اردوگاه اصولگرایان را تامین می‌کرد؛ ضمنا ریسک حضور هاشمی رفسنجانی و شکست ایشان در انتخابات ریاست جمهوری دور پیش شاید تجربه‌ای در آستین دارد که بسی تامل و تفکر می‌طلبد و صدِ احتمالی این بازی به ریسک صفر بزرگش نمی‌ارزد؛ در نهایت باید گفت مبادا روزی که سرمایه اصلی اصلاح‌طلبان به خاطر صرفا یک انتخابات انگشت‌نما و تحقیر شود. گذشته از تمامی این مسائل اگر فرض را بر حضور ایشان و حتی پیروزی ایشان نیز بگذاریم آیا با حضور مجلس ناهماهنگ با وی و شرایط اقتصادی و سیاسی حاصل از عملکرد دولت نهم و در کل در شرایط کلی ساختار امروز در سیاست داخلی و خارجی آیا راه برای اجرای اندیشه‌ها و برنامه‌های وی خواهد بود یا باز شاهد کارشکنی و بحران خواهیم بود و آیا باز شاهد روزهایی نخواهیم بود که محمد خاتمی سخنان خود را با نام خداوند منتقم متجاوزین به رای مردم شروع نماید و ناله‌ها کند در این کوه که فرهاد نکرد. 

در این شرایط حساس می‌توان از عدم‌حضور کاندیدایی از اصلاح‌طلبان به عنوان استراتژی مختص این انتخابات نام برد که مقتضای زمان چنین عملی را به مثابه چند سالی پیش از دوم خرداد از اصلاح‌طلبان طلب دارد زیرا اگر از خاتمی بگذریم شخصیت و چهره‌ای که شورای نگهبان، رای مردم و ائتلاف‌پذیری را توأمان داشته باشد در جبهه اصلاحات بسیار کم و نادر است و لذا عدم‌حضور مستقل در انتخابات و حمایت از کاندیدایی که حداقل بی‌طرف بوده یا حداقل‌هایی از پارامترها و تشابهات را برخوردار است می‌تواند به عنوان راهگشای مقطعی و خروج از بحران فعلی و خودساخته در زمینه اقتصادی و سیاسی عمل کند؛ و در این بین اصلاح‌طلبان به باز‌سازی خود از درون دست بزنند و حتی در کابینه سهم داشته باشند؛ هرچند گروهی معتقدند عدم‌حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات به عنوان پذیرفتن شکست و خارج شدن از رقابت‌ها و دایره قدرت است البته این سخن تا حدودی صحیح به نظر می‌رسد زیرا خالی کردن میدان یعنی پذیرفتن شکست اما حضور مداوم و شکست‌های پی در پی که در ما بین آنها برنامه‌ای برای پیروزی ریخته نشود و از طرفی رقابت نابرابر و از سویی هیزم تنور انتخابات شدن که نتیجه‌ای جز شکست نداشته باشد نیز زیبنده اصلاحات نیست و نتیجه‌اش حذف تدریجی اصلاحات نه از دایره قدرت که از خاطره مردم خواهد بود؛ پس عدم‌حضور مقطعی برای اصلاح اصلاحات زشت و مذموم نیست و حمایت از سایر کاندیداها هم بی‌سابقه نیست؛ چنین روشی در کاری که معدود اصلاح‌طلبان حاضر در شورای شهر در حمایت از شهرداری آقای قالیباف کردند یا عمل مشابهی که در مجلس هشتم از اصلاح‌طلبان شاهد بودیم که برای رای نیاوردن آقای حداد عادل خود را در دامان آقای لاریجانی انداختند تکرار شده است و عملی بدیع و نو نیست و مصلحت زمان اقتضا دارد در انتخابات ریاست جمهوری هم به عملی مشابه دست بزنند و به هر حال نباید غم خورد که دائما یکسان نباشد حال دوران و باید با شناخت صحیح از جامعه فعلی قدم برداشت و حتی با اتخاذ سیاستی همچون سیاست کارگزاران در خرداد 76 و حمایت از خاتمی در ازای گرفتن پست و وزارت، در ریاست جمهوری دهم هم شاهد چنین عملکردی باشیم؛ روشی که بعید نیست باز هم از سوی کارگزاران سازندگی و این بار در حمایت از قالیباف یا حتی ناطق نوری سر بزند. 

اما اردوگاه اصولگرای کشورکه سرمست از قدرت‌های رسانه‌ای و تصویری و بهارستانی و پاستوری و خرسند از داشتن احمدی‌نژاد به عنوان جدی‌ترین کاندیدای ریاست جمهوری برای دور دوم خویش به دنبال ائتلاف از جانب دولت برای کسب رضایت و اتحاد با هم‌قطاران تلاش می‌نماید و احتمالا سفرهای استانی پایانی به سفر‌های تبلیغاتی و وعده‌های دیگر تبدیل خواهد شد؛ اما طبیعتا جناحی که قدرت را در دست دارد بسیار سخت‌تر از خارجین از دایره قدرت به ائتلاف می‌رسند و ائتلاف در حین قدرت هرگز آسان نخواهد بود. 

باید گفت نقش علی لاریجانی در این معادله بسیار حساس خواهد بود زیرا عملکرد وی در مجلس به عنوان ریاست قوه مقننه در قبال دولت تاثیر خود را در انتخابات آتی خواهد گذاشت. اگر لاریجانی انتقاد و پاسخگویی را بر خلاف مجلس هفتم از دولت طلب کند که چنین امری بعید هم نیست با پیوستن همراهان سابق دولت و منتقدان فعلی احمدی‌نژاد (باهنر، خوش‌چهره و... ) و ادامه انتقادات وزرای برکنار شده و در حال کار که به نظر شدت هم خواهد گرفت و پیوستن قالیباف، شهردار معترض به دولت و امثال توکلی و... دولت نهم قربانی وضع به وجود آمده فعلی خواهد شد و سایرین با نزدیک‌تر شدن به ایام داغ انتخابات تیغ انتقاد خود را تیز‌تر خواهند کرد تا در این مدت هم خویش را از روند تکروی نزد افکار عمومی تطهیر سازند و هم به دولت آتی و کاخ ریاست جمهوری گوشه چشمی داشته باشند. از سوی دیگر سم مهلک عدم‌ائتلاف و شکسته شدن احتمالی رای اصولگرایان ازدیگر آفت‌های اصولگرایان خواهد بود زیرا تعدد کاندید‌اها ازجمله قالیباف، لاریجانی، حداد عادل، توکلی و احمدی‌نژاد که بعید هم به نظر می‌رسد به نفع یکدیگر کنار بروند کار را برای کاندیدای مستقل‌تر راحت‌تر خواهد ساخت. 

در هر صورت در غیاب اصلاح‌طلبان و شانس اول را احمدی‌نژاد و پس از او شهردار تهران یعنی قالیباف در صورت حضور خواهد داشت و در این بین ائتلاف اصلاح‌طلبان با قالیباف می‌تواند نقش عمده‌ای را ایفا کند. تنها موردی که می‌تواند به ضرر احتمالی اصلاح‌طلبان تمام شود شکستن آرای مستقلین و اصلاح‌طلبان به نفع دولت فعلی است یا اینکه مستقلین با حمایت ایشان به قدرت رسند و زتاب جعد مشکینش وزارتخانه‌ای به اصلاح‌طلبان برسد و آنگاه مجلس هشتم تهدیدی به عدم‌رای اعتماد از نوع سال‌های پیشین بنماید که موجب حذف خاتمی و معین و... شد یا از نوع کنار گذاشتن مهاجرانی و عبدالله نوری در زمان محمد خاتمی، به هر حال زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست. 

آرش كامرانی:


کد مطلب: 4919

آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdce.z8ebjh8oo9bij.html

شهاب نيوز
  http://www.shahabnews.com