
احمدی نژاد شاگرد ایدئولوژیک مصباح است
روایت قاسم روانبخش از رابطه احمدینژاد و مصباح یزدی
روزنامه اعتماد-30 خرداد87
30 خرداد 1387 ساعت 7:40
قاسم روانبخش دبیر سیاسی پرتوسخن؛ ارگان مطبوعاتی موسسه آیت الله مصباح یزدی و از نزدیک ترین همراهان محمود احمدی نژاد در شهر قم است. رابطه دوسویه روانبخش با آیت الله مصباح و محمود احمدی نژاد بهانه یی شد تا رابطه این شاگرد و استاد را یک بار دیگر مرور کنیم. گزارشی که قاسم روانبخش از رابطه این دو شخصیت و تاثیرپذیری رئیس جمهور از آیت الله مصباح می دهد، روایتی تازه است.
- بحث ارتباط آقای احمدی نژاد با آیت الله مصباح یزدی همواره یکی از بحثهای مهم در محافل سیاسی بوده است. شما هم با آقای احمدی نژاد رابطه نزدیکی دارید و هم از شاگردان نزدیک آقای مصباح یزدی هستید؛ این دو یکی در حوزه علمیه قم و یکی در راس قوه اجرایی با هم چه ارتباطی دارند و سابقه ارتباط آنها اساساً به چه زمانی و کجا برمی گردد؟
همان طور که مستحضر هستید حضرت آیت الله مصباح (تحفظه الله) از شخصیتهای علمی و بزرگ کشور هستند که از دیرباز به عنوان یک شخصیت علمی شناخته می شدند. حضرت آیت الله مصباح امروزه خلاء امثال علامه طباطبایی و شهید مطهری را پر کرده اند و بزرگان نظام ایشان را به عنوان عقبه تئوریک نظام می شناسند. هر انقلاب و نظامی دارای یک عقبه تئوریک و پایگاه فکری است که مبانی آن انقلاب را تبیین می کند.این عقبه فکری و تئوریک را حضرت آیت الله مصباح یزدی معرفی کرده اند. بنابراین آقای دکتر احمدی نژاد به عنوان یک نیروی ارزشی، حزب اللهی و متدین به این نکته توجه داشته و دارد که وقتی فردی را به عنوان عقبه تئوریک نظام معرفی می کنند و می گویند که ایشان امروز خلاء شهید مطهری را پر می کند (در زمانی که شهید مطهری زنده بود، عقبه تئوریک نظام بود) او هم سعی داشته در جهت گیریهای خود، قبل از ریاست جمهوری، در شهرداری تهران یا قبل از آن به عنوان یک نیروی ارزشی خود را با این تاکیدات تطبیق دهد و از عقبه تئوریک نظام و چنین شخصیتی بهره مند شود.
- سابقه رابطه فکری آقای احمدی نژاد با آیت الله مصباح دقیقاً به چه زمانی برمی گردد؟
در همین حد است و بیش از این نیست.
- منظورم این است که آیا این رابطه فکری در زمان شهرداری آقای احمدی نژاد بوده یا به قبل از شهرداری برمی گردد و به زمان استانداری اردبیل مربوط است؟
نظر من همین است که گفتم.در دوره اصلاحات هم آقای احمدی نژاد در کلاسهایی که حضرت آیت الله مصباح در تهران برای بسیج اساتید داشتند، شرکت می کرد، اما ارتباط صمیمانه و دوستانه یی از قبل نداشتند و ارتباط در حد ارتباط ایدئولوژیک است و ارتباط این دو ارتباط شخصی نیست.
- تاثیرپذیری که آقای احمدی نژاد از آقای مصباح دارد در چه حدی است؟
به عنوان مثال زمانی که آقای دکتر احمدی نژاد در شهرداری تهران بود، حضرت آیت الله مصباح در نماز جمعه تهران راجع به ربا و حذف ربا در نظام بانکی کشور بحثی داشتند که کلاً در نظام کشور و مخصوصاً در نظام بانکی ربا برداشته شود. آقای دکتر احمدی نژاد که در شهرداری تهران بود، درصدد حذف ربا در سیستم شهرداری تهران برآمد. به یاد دارم در آماری که توسط شورای شهر تهران داده شد، در یک سال 80 میلیارد تومان ربا از مردم در شهرداری تهران گرفته نشد.
- یعنی نفوذ آقای مصباح بر آقای احمدی نژاد اینقدر زیاد بود؟
دقیقاً به دلیل ارتباط ایدئولوژیک است، زمانی که ایشان به عنوان عقبه تئوریک نظام و یک متفکر اسلام شناخته می شود طبیعی است که ایشان مقید است به عنوان یک نظریه اسلامی به مطالب اسلام عمل کند.
- شما در یک نمونه به تاثیرپذیری آقای احمدی نژاد از آقای مصباح اشاره کردید. آقای مصباح در مورد آقای احمدی نژاد چه دیدگاهی دارد؟ اساساً در بین شاگردان دانشگاهی ایشان، برای آقای احمدی نژاد چه جایگاهی قائل است؟
در میان کسانی که در انتخابات نهم خود را برای کاندیداتوری ریاست جمهوری مطرح کردند، چه کسانی که معمم بودند و چه کسانی که دانشگاهی بودند، بهترین فردی که مواضع او به مواضع امام (ره) و مقام معظم رهبری و مواضع حضرت استاد نزدیک تر بود، ایشان بود، به طوری که شعارهای ایشان، شعارهای انقلابی و شعارهای امام بود و شعار دولت اسلامی بود که مراحل مختلفی را که در انقلاب باید اتفاق بیفتد مطرح کرده بودند که مرحله اول تشکیل انقلاب اسلامی، پس از آن نظام اسلامی و سرانجام دولت اسلامی است. ایشان شعار تحقق دولت اسلامی را داد از این جهت، این شعارها انقلابی بود.
- این شعار تا چه اندازه به مواضع آقای مصباح نزدیک بود و با آن همخوانی داشت؟
بسیار نزدیک بود، زیرا ما هم به دنبال تحقق ارزشهای اسلامی و دولت اسلامی بودیم.
- آیا آقای احمدی نژاد این شعار، برنامه و راهبرد را از مجموعه مباحث آقای مصباح برداشت کرده بودند؟
آقای احمدی نژاد براساس این دیدگاه جلو آمد و اعلام کرد به دنبال تحقق مرحله سوم است که آن هم تشکیل دولت اسلامی است، ما هم به عنوان شاگردان آیت الله مصباح به دنبال این بودیم که تشکیل دولت اسلامی هرچه سریع تر شکل بگیرد. در میان کاندیداهایی که وجود داشتند، حتی معممین هم حضور داشتند. آقای احمدی نژاد تنها کسی بود که شعار اسلام و ارزشهای اسلامی را می داد و از سایرین پررنگ تر بود و در گذشته در عمل خود نشان داده بود که به این شعارها پایبند است و شاگردان آیت الله مصباح در واقع از ایشان حمایت کردند.
- این تشخیص شاگردان آیت الله مصباح بود یا تشخیص خود ایشان هم بود؟
خود آیت الله مصباح در هیچ جا تصریح نکردند.
- حتی در محافل خصوصی؟
در هیچ کجا تصریحی نکردند. حتی برخی موارد با اصرار دیگران هم نظر خود را بیان نمی کردند و می فرمودند من ملاکها را بیان می کنم، شما آنها را پیدا کنید.
- آیا آقای مصباح برای بیان موضع صریح خود معذوریتی داشتند، زیرا به خاطر دارم آیت الله جوادی آملی در دور دوم انتخابات صریحاً نظر خود را بیان کردند.
ایشان از شخص و نام خاصی حمایت نمی کنند، در دوره آقای ناطق نوری هم که حمایت کرده بودند، پس از آن از اعلام موضع راضی نبودند.
- به چه دلیل؟
به هر صورت ایشان عقیده دارند که دعوی ایشان نیست که از شخص خاصی حمایت کنند، الان هم به همین صورت است و هیچ گاه از شخص خاصی حمایت نمی کنند، حتی شاگردان نزدیک ایشان، از ایشان درخواست کرده اند که برای کتابهای آنها تقریظی بنویسند، در هیچ کجا این کار را انجام ندادند، دعوی ایشان حمایت از شخص نیست، اما ملاکها و معیارهایی که ایشان مطرح کردند دقیقاً با آقای دکتر احمدی نژاد تطبیق می کرد و ما این را تشخیص دادیم و در آن عرصه چون ایشان را به شعارها نزدیک تر می دانستیم و با معیارها و ملاکهای استاد مصداق داشتند از این جهت از ایشان حمایت کردیم.
- آیا آقای احمدی نژاد با آقای مصباح پیش از انتخابات ریاست جمهوری دیداری داشت؟
خیر.
- هیچ دیداری انجام نشد؟
حتی چند بار که ایشان به قم تشریف آوردند، من در شورای شهر بودم، بنده اولین کسی بودم که ایشان را به شورای شهر قم دعوت کردم و ایشان در شورای شهر قم حضور پیدا کردند. مراسم سخنرانی ایشان در مسجد طفلان مسلم بود، ایشان در سفرهایی که به قم داشتند با آیت الله مصباح دیداری نداشتند مگر در همان جلسه یی که حضرت استاد به تهران تشریف آوردند و در جمع اساتید بسیجی تدریس می کردند، احتمالاً ایشان در آنجا گاهی حضرت استاد را ملاقات می کرده است ولی این طور نبوده که ارتباط دوستانه و صمیمانه وجود داشته باشد.
- در پردازش شعار دولت اسلامی آیا آقای احمدی نژاد با آیت الله مصباح مذاکره، بحث، پرسش و پاسخ به طور شخصی انجام ندادند؟
خیر، قبل از ریاست جمهوری اصلاً صورت نگرفت.
- پس از ریاست جمهوری چطور؟
پس از ریاست جمهوری، ایشان دو مرتبه به موسسه ما تشریف آوردند که یک مرتبه روزهای اول بود که با تمام مراجع و علما دیدار داشتند از جمله دیداری که در کنار علما با آیت الله مصباح داشتند، در جلسه یی هم برای انجمن فارغ التحصیلان موسسه سخنرانی کردند که در آنجا با حضرت آیت الله مصباح دیدار داشتند.
- آیا دیدارها خصوصی بود؟
خیر، در جمع دوستان بود و موارد مربوط به مسائل فرهنگی کشور مطرح شد، ما هم در آن جلسه حضور داشتیم، دیدار خاص خصوصی وجود نداشت.
- نظرات حضرت آیت الله مصباح به آقای احمدی نژاد چطور منعکس می شود؟ آیا اگر آیت الله در مورد مساله و پدیده یی در کشور دارای دیدگاهی باشند، شخصاً به ایشان اطلاع می دهند یا مکانیسم دیگری دارد؟
مواردی بوده است که نقدها و مطلبها را به طور خصوصی تذکر داده اند، من اطلاع دارم.
- ممکن است یکی از موارد را بیان کنید؟
یکی از موارد، بحث ورود خانمها به ورزشگاهها بود.
- به غیر از آن؟
من آن یک مورد را اطلاع دارم.
- اما همین هم به صورت علنی ابراز شد؟
خیر، به صورت خصوصی بود و آقای دکتر تهرانی به عنوان واسطه این مطلب را منتقل کردند. مسلماً موارد دیگری هم بوده که بنده اطلاع ندارم، اما مواردی هم هست که اگر لازم باشد، باید تذکرات رسانه یی باشد. به طور مثال تذکراتی که ما در پرتو دادیم، مانند دیدار ایشان با همسر دکتر فاطمی که مقاله یی را نوشتیم، یا در مورد مواضع آقای مشایی از سوی ایشان به ما نهی نشده است که بیان نکنیم.
- از طرف چه کسی؟
از طرف حضرت آیت الله مصباح.
- ایشان نهی نکردند؟
نسبت به مقالات نهی نداشتند، زیرا برخی از مطالب در رسانهها آمده بود، قاعدتاً پاسخ اینگونه نقدها باید در رسانهها داده شود، بنابراین اگر در جایی انتقادی وارد باشد، اگر لازم است به صورت خصوصی و اگر لازم است نقد به صورت رسانه یی باشد ولی به این معنا نیست که دولت را اسلامی ندانیم و مورد حمایت ما نباشد، این نقدها را در جهت تقویت دولت می دانیم.
- چند درصد از مجموعه مطالب و مواضع آقای احمدی نژاد در خصوص مسائل جهانی در مورد نامه به سران کشورها و رسالتی که برای خود می بینند از اندیشههای حضرت آیت الله مصباح متاثر است؟
درصدی نیست.
- مثلاً آیا موردی بوده که آیت الله در مورد آن هیچ نظری نداشته باشند؟
این طور نیست که آقای احمدی نژاد مواضع مورد انتخاب خود را با آیت الله مصباح چک کند، همان طور که عرض کردم این رابطه ایدئولوژیک است، مثلاً آقای احمدی نژاد نسبت به مقام معظم رهبری هم همین طور هستند و کارهای خود را دقیقاً با ایشان چک نمی کنند که مورد نظر ایشان هست یا خیر، رابطه ایدئولوژیک است، همین اندازه که در کلان مواضع مقام معظم رهبری را می داند، سعی می کند مواضعی که اتخاذ می کند چنین باشد. فرض کنید بحث مذاکره با امریکا مورد نظر مقام معظم رهبری نیست، اما اینکه آقای احمدی نژاد به بوش نامه می نویسد در قالب مذاکره نیست، نامه یی است که در آن بوش، امریکا و هیات حاکمه امریکا را به چالش کشیده است و در واقع با آن نامه کوس رسوایی آنها را به دنیا زده است. اکنون بحث مناظره با بوش را مطرح کرد که مذاکره نیست، آنها حاضر به مذاکره هستند ولی حاضر به مناظره نیستند.
- آیا شما اقدامات آقای احمدی نژاد را در زمره اقدامات ایدئولوژیک ایشان قلمداد می کنید؟
از نظر من این کار درست است، همان طور که پیامبر خدا(ص) برای سران و پادشاهان روم و ایران آن زمان نامه می نوشت و آنها را به اسلام دعوت می کرد و خطاهای آنها را متذکر می شد، آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور کشور اسلامی کار درستی انجام دادند، به نظر من کار اشتباهی نیست، مخصوصاً اینکه نامه در دنیا منتشر می شود و چهره کریه بوش و هیات حاکمه امریکا نزد مردم دنیا منفورتر می شود و این کار بسیار پسندیده یی است.
- صرف پسندیده بودن یا نبودن نیست، قصد ارزش گذاری هم نداریم، فقط توصیفی که شما از آن می کنید چیست؟ آیا نوشتن نامه، یا بحثهایی که آقای احمدی نژاد مطرح می کند وجه ایدئولوژیک دارد؟ به نظر شما مïلهم از ایدئولوژی آقای مصباح است یا خیر؟
نمی توان بحث تاثیرپذیری را گفت، رابطه ایدئولوژیک همین است، همان طور که خود حضرت آیت الله مصباح در محافل علمی دنیا حضور پیدا می کند و زمانی که او را دعوت می کنند در امریکا، اروپا، آرژانتین و ... سخنرانی می کند و بحثهای مناظرات علمی دارند، این حرکت آقای احمدی نژاد هم درست است، این طور نیست که در مورد خاص از آقای مصباح اجازه بگیرد.
- بحث حضور آقای مصباح در دولت، از طرف آقای احمدی نژاد یک بار به صورت تلویحی مطرح شد، آیا این بحث شکل جدی به خود گرفت؟
یعنی ایشان عضو دولت شود؟
- خیر، از نظرات ایشان در بدنه دولت استفاده شود.
در سفر اول که به قم آمدند و با حضرت آیت الله مصباح دیدار داشتند، حضرت آیت الله مصباح فرمودند اگر شاگردان ما در این زمینه برای شما تبلیغ و کمک کردند ما از شما هیچ انتظاری نداریم، البته وظیفه خودمان می دانیم که به دولت شما کمک کنیم و دوستان ما حاضر هستند برای کارهای فرهنگی که احیاناً لازم است، حلقههای مشاوره تشکیل دهند و بتوانیم در این حد به شما کمک کنیم.
- اکنون این حلقهها تشکیل شده اند؟
به آن صورت نشده است ولی افرادی از موسسه در کارگروههای فرهنگی و اقتصادی دولت حضور دارند و در آنجا مشاوره می دهند.
- ممکن است به برخی از آنها اشاره کنید؟
آقای دکتر آقاتهرانی یکی از آن شخصیتها است.
- آقای دکتر آقاتهرانی که نماینده مجلس هستند؟
بله، به تازگی نماینده مجلس شده اند، قبلاً نماینده مجلس نبودند.
- به غیر از ایشان شخص دیگری نیست؟
آقای دکتر بی ریا که مشاور رئیس جمهور هم هستند و دوستانی دیگر که لزومی ندارد نام همگی را بیان کنم.
- بسیار خب، یعنی اکنون صرف همکاری و حلقه فکری، آقای احمدی نژاد با آقای مصباح در حد همین مشاوران است؟
در همین حد است. مشاوره داده می شود، مانند کارگروههایی که از استادان دانشگاه و استادان حوزه دعوت می کنند. از موسسه حضرت آیت الله مصباح هم افرادی حضور پیدا می کنند و در آنجا در مباحث نظری مشاوره یی داده می شود اما همان طور که می دانید نظر مشاوره یی به این معنا نیست که حتماً اجرایی شود. حاصل افکار استادان دانشگاه، استادان حوزه و چند تن از استادان موسسه باید به صورت طرح یا لایحه فرهنگی درآید و از طریق دولت به مجلس برود این طور نیست که طرحی که در جلسه کارگروه تصویب می شود، فردای آن روز اجرا شود.
-آن گونه که من از صحبتهای حضرتعالی برداشت کردم، نقش آقای آقاتهرانی در ارتباط بین آقای مصباح و آقای احمدی نژاد یک نقش کلیدی و واسط است، آیا دلیل خاصی وجود داشت که ایشان از دولت به مجلس منتقل شدند؟
جناب آقای دکتر آقاتهرانی چون بیشتر یک شخصیت اخلاقی است و در برخی از جلسات هیات دولت ایشان مسائل اخلاقی را بیان می کنند تا روح معنویت در هیات دولت و اعضای دولت تقویت شود. کارگروه اصولگرایان در تهران به این جمع بندی رسیده بودند که شخصیت ایشان می تواند در مجلس مفید باشد. ایشان علاقه چندانی برای رفتن به مجلس نداشت ولی اصرار زیاد مجموعه جبهه متحد سبب شد ایشان این مساله را بپذیرند و به مجلس راه پیدا کنند، ان شاءالله در مجلس برای تقویت معنویت موثر باشند.
-آیا ایشان برای مجلس ممکن است طرحهای اقتصادی که آقای مصباح در آنها نظر دارند و شما به مورد ربا اشاره کردید، را پیگیری کنند؟
طبیعی است و این وظیفه ایشان است، شخصیتهایی ماندن ایشان و امثال ایشان، چه در موسسه، چه در حوزه و چه در دانشگاه باشند، باید به دنبال طرحهای اقتصادی حذف ربا و اجرایی کردن اقتصاد اسلامی باشند، البته نحوه اجرایی کردن آن باید در کمیسیونها و کارگروهها مورد بحث قرار گیرد.
-در کارگروههایی که شما به آن اشاره کردید؟
ممکن است آقای دکتر آقاتهرانی در کارگروه اقتصادی نباشد، رشته ایشان اقتصاد نیست. مثلاً ایشان در کارگروه فرهنگی حضور داشته باشند. طرحها زیر نظر دولت پخته می شود، سپس به صورت لایحه درآمده و وارد مجلس می شود، در مجلس و کمیسیونها مورد بحث و بررسی قرار می گیرد تا به صورت یک قانون درآید.
-به غیر از آقای احمدی نژاد کدام یک از اعضای دولت با آقای مصباح به طور مشخص ارتباط نزدیکی دارند؟ و در زمره شاگردان ایدئولوژیک ایشان محسوب می شوند؟
به نظر من در هیات دولت کسی نیست که به عنوان شاگرد ایشان محسوب شود، اما بسیاری از وزرا رابطه ایدئولوژیک را دارند.
-ملاقاتهای وزیر علوم و معاونان ایشان خصوصاً آقای علی احمدی، وزیر آموزش و پرورش با آیت الله مصباح هم در زمره همان است؟
بله هیچ کدام ارتباط شخصی ندارند.
- دو نهاد آموزشی مهم کشور که وزارت آموزش و تحقیقات فناوری و وزارت آموزش و پرورش است، آن گونه که در خبرها منتشر شده با حضرت آیت الله ارتباط نزدیکی دارند، خود حضرت آیت الله پیشنهاد کرده بود حاضر هستند به دولت در حوزه آموزشی کمک کنند، این بحث تا کجا پیش رفت و اکنون در چه مرحله یی است؟
اتفاقاً در زمانی که حضرت آیت الله مصباح راجع به این قضیه گلایه هم داشتند، متاسفانه این دو وزارتخانه در اجرایی کردن دیدگاههای مورد نظر برنیامده اند، در واقع در نشستهایی که باید انجام می گرفت تا دیدگاههای ناب اسلام مطرح شود، در این قسمت کمتر کار شده است. امیدواریم در ادامه تلاش جدی تری صورت بگیرد تا ان شاءالله اسلامی شدن دانشگاهها، آموزش و پرورش و... محقق شود.
-آیا معلوم بود شما به طور مشخص از دولت چه انتظاری دارید و دولتیها آن را در این دو مورد برآورده نکردند؟
خواست ما دقیقاً این است که اسلامی کردن دانشگاهها مورد توجه جدی واقع شود و کارگروههایی در این جهت تشکیل شود تا خواستهها هر چه سریع تر و عینی تر محقق شود اما به خاطر گرفتاریهایی که وجود داشته کمتر به این مساله توجه شده است.در قسمت فرهنگ کار کمتری شده است. انتظار ما از دولت این است که در این زمینه فعالیت بیشتری انجام دهد.
-حضرت آیت الله اعلام آمادگی کرده اند که به دولت کمک کنند و نیروهایی را که در موسسه پرورش داده اند در خدمت دولت قرار دهند؟
همیشه آمادگی دارند.
-دولت از این مساله استقبال نکرد؟
استقبال داشتند ولی شاید به دلیل فشارهای کاری کمتر به این مساله توجه شد، نه اینکه اصلاً توجه نشده باشد، انتظار می رفت با توجه به اینکه فرهنگ زیربنای تمام امور است، این مساله در اولویت بیشتری قرار گیرد، از این جهت در اولویتها به آن توجه کمتری شد، حتی مقام معظم رهبری در جلسه یی که با رئیس جمهور داشتند به ایشان تذکر دادند که باید از فرهنگ مظلوم رفع مظلومیت شود، از آن تاریخ به بعد به بحث فرهنگ توجه بیشتری شده است.
-یعنی از موسسه نیروهایی در بدنه آموزش و پرورش و آموزش عالی تزریق شده اند؟
خیر، بنا نبود که نیروهای موسسه در بدنه آنها تزریق شود.
-این اعلام آمادگی حضرت آیت الله بود؟
آمادگی همان بحث مشاوره است که در واقع کارشناسان موسسه که در زمینههای فرهنگی کار کرده اند به آنها مشاوره دهند و طرحهای فرهنگی خوبی مطرح کنند تا برخی از آنها در دولت به صورت لایحه درآید، تصویب شود و به صورت قانون درآید. موسسه در این زمینه آمادگی دارد تا به دولت کمک کند.
-با توجه به سرعت عمل آقای احمدی نژاد در شهرداری پس از سخنرانی آیت الله در مورد ربا، فکر می کنم انتظار این بود که در این حوزه هم با سرعت عمل بیشتری اقدام شود.
بله، ممکن است اکنون وضعیت فرق کرده باشد زیرا بحث اداره کلان کشور و کارهای سنگین و بسیاری که هم بحث ارتباطات خارجی است، درگیریها و مشکلات فراوان و عدیده یی در دولت وجود دارد، مانند بحث هسته یی و... در عین حال ما هم انتظار خود را داریم و عقیده داریم با تمام مشکلات و گرفتاریهایی که وجود دارد، باید به این مقوله هم اهمیت بیشتری داده شود ولی من در آن عمدی نمی بینم.
-حضرت آیت الله چه نظری دارند؟
مورد خاصی را از ایشان نشنیده و نپرسیده ام.
-با توجه به دیدگاهی که آیت الله مصباح دارند، قطعاً مشتاق هستند نظریات ایشان در جامعه جاری و ساری شود، همان طور که شما هم اشاره کردید رئیس دولت به عنوان شاگرد ایدئولوژیک آیت الله در مصدر این منصب قرار دارد، آیا همین برنامه را برای مجلس هم دارید؟
طبیعی است که ایشان از مجلس انتظار داشت در این مسیر گام بردارد و از دستگاه قضایی هم انتظار می رود در این مسیر گام بردارد، اما چنین نبود که حضرت استاد افرادی را در سراسر کشور کاندیدا کنند تا وارد مجلس شوند و ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه که در ایام انتخابات خبرگان فعال بود در انتخابات مجلس فعالیتی نداشت.با توجه به اینکه جبهه متحد هم این مسوولیت را بر عهده گرفته بود، احساس وظیفه نمی کردیم که در مسیر جداگانه یی ادامه دهیم.
-اگر مشکلات مالی شما برطرف شود و از نامزدها شناخت کافی پیدا کنید ممکن است به این سمت بروید که برای به دست گیری مجلس اقدام کنید.
اگر ما توان مالی داشته باشیم بدون اینکه حزب تشکیل دهیم-زیرا ما به دنبال تشکیل حزب نیستیم تا افراد را در سراسر کشور بشناسیم، در آن زمان این وظیفه ما است تا به مردم مشاوره دهیم و افراد اصلح را معرفی کنیم.
- اما این بار برعکس دورههای گذشته، شاگردان آیت الله از جمله خود شما در قم و آقای آقاتهرانی نامزد شدید.
آقای آقاتهرانی در تهران کاندیدا شد و من هم در قم کاندیدا شدم، قبلاً هم در شوراها در قم انتخاب شده بودم و این طور نبود که در کشور شبکه یی فعالیت کند تا کاندیداهای آن به مجلس راه پیدا کنند مانند جبهه متحد که به آن صورت عمل می کرد، قطعاً هم به بودجه نیاز دارد، هم به اطلاعات و وقت کافی نیازمند است و ما در این شرایط وظیفه خود نمی دانستیم. در انتخابات ریاست جمهوری چون تعداد کاندیداها محدود بودند شناسایی سریع انجام می شد و ما فقط در حد دوستانی که در سراسر کشور، در استانها و شهرستانها داشتیم این مطلب را منتقل کردیم که ما معیارها و ملاکهایی که حضرت استاد بیان کرده اند در شخص آقای احمدی نژاد بیشتر دیده ایم و از این جهت به نظر ما ایشان اصلح است و همگی در سراسر استانها تشخیص دادند و با بضاعت خودشان و مشکلات مالی که داشتند با تبلیغات ساده که هر کس در توان و امکاناتش بود فعالیت کردند.اما اینکه در شهر شیروان چند نفر کاندیدا هستند، در کرج عده یی هستند و افراد را تک تک شناسایی کنیم تا اصلح را بشناسیم و به مردم معرفی کنیم کار بسیار مشکلی است، زیرا باید در قیامت پاسخگو باشیم.فردی را که به عنوان اصلح معرفی می کنیم اگر اصلح نباشد، هم باید پاسخگوی آن فرد و هم پاسخگوی نظام و مردم باشیم که فردی غیراصلح را معرفی کرده ایم، بنابراین چون امکان آن فراهم نبود وارد این عرصه نشدیم.
-یعنی خود شما و مجموعه آیت الله مسوولیت نارساییهای دولت که اکنون بر مردم تحمیل شده را برعهده می گیرید؟
طبیعی است که اگر کسی مسوولیت کاری را برعهده می گیرد باید اشکالات آن را هم برعهده بگیرد اما این نارساییها که می فرمایید چگونه نارساییهایی است؟
-مجموعه اقدامات دولت که منجر به وضعیت کنونی برای کشور شده است؟
فرض کنید اگر نارسایی اقتصادی و بحث تورم و گرانی و... است بحث دیگری می طلبد و باید دید عوامل آن چیست.زمانی که ما پای بحث هسته یی ایستادیم، یا باید آن را تقدیم دشمن می کردیم، مانند لیبی که بحث هسته یی را به امریکا واگذار کرد و رفت، می توانست یک سیاست باشد یا زمانی که مردم شعار می دهند «انرژی هسته یی به جان ما بسته یی»، «انرژی هسته یی حق مسلم ماست»، خود مردم هم می دانند بر ما فشارهایی خواهد آمد و سه قطعنامه یی را که علیه ما صادر می کنند باید تحمل کنیم. مشکلاتی را که خارجیها بر ما تحمیل می کنند باید تحمل کنیم. در داخل هم کسانی که هم افق و هم آوای با آنها هستند و علیه دولت بسیج خواهند شد و شده اند را هم تحمل کنیم، بنابراین مسوولیت آن را می پذیریم. وقتی برای نظام اسلامی در دنیا ثبت شود و ایران اسلامی به چنین جایگاه عظیمی دست پیدا کند یک سری محدودیتها و مشکلات را هم تحمل می کنیم و مسوولیت آن را می پذیریم.
-آیا شما به خاطر پایداری دولت در مساله انرژی هسته یی فشاری را که خارجیها به ایران می آورند به خود مردم برمی گردانید که این انتخاب شما است و می گویید اگر عزت بخواهند باید این مسائل را هم تحمل کنند، یا همگی شما که آقای احمدی نژاد را به عنوان کاندیدای اصلح انتخاب کردید در این وضعیت کنونی در فشاری که به مردم می آید خود را مسوول می دانید؟
بله، درست است. آنچه ما برعهده می گیریم بحث جریان انقلابی و اسلامی است که دولت همواره در آن مسیر بوده است.
-نارساییها چطور؟
عرض می کنم. ایشان تاکید کرده اند این دولت احیاگر افکار و اندیشههای امام(ره) است. یکی از افکار و اندیشههای امام(ره) این است که در برابر تجاوزات دشمن و زیاده خواهیهای دشمن باید ایستادگی کرد و نباید در مقابل دشمن تسلیم شد و سر تسلیم فرود آورد و مسلم بدانید که امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، اینها افکار امام است. امام (ره) زمانی که چنین خطی را می دهد، دولت ما هم این خط را می رود. ما اگر بخواهیم در مقابل امریکا بایستیم و سر سازش خم نکنیم، طبیعی است که فشارهای روانی، اقتصادی و سیاسی وارد می کنند، مردم ما می دانند که باید تحمل کنند و تحمل می کنند. در سفرهای استانی مردم همچنان همان شعارها را می دهند و تفاوتی نکرده است به نظر من روزنامهها به این مسائل دامن می زنند.
-یعنی تورم کار روزنامهها است؟
بله.
-یعنی چای کیلویی 26 هزار تومان هم کار روزنامهها است؟
فکر می کنند مردم پشیمان شده اند، مردم پای شعاری که داده اند ایستاده اند.
-شما فکر می کنید اگر آقای احمدی نژاد دوباره کاندیدا شود همان رای را خواهد آورد؟
به نظر من بهتر هم رای خواهد آورد زیرا مردم می دانند دولت بر عزت، اقتدار و عظمت آنها افزوده است و دولت آن زمان هم این سختیها و مشکلات را در بحثهایی دیگر مثل ملی شدن صنعت نفت تحمل می کرد، مردم هم می دانند باید تحمل کنند، البته نمی گویم تورم و گرانی و...معلول این قضیه است، یکی از آنها این است و مسائل دیگری هم وجود دارد. تورم جهانی وجود دارد، خشکسالی و سرمازدگی بی سابقه که در 50 سال گذشته سابقه نداشته هم تاثیر دارد. برخی مسائل مثل دادن وامهایی برای خرید مسکن هم بی تاثیر نبوده است که اکنون دولت در سیاست جدید خود در جهت کنترل آن تلاش می کند که اخیراً بحث بسته پیشنهادی بانک مرکزی را داشتیم که وام فقط برای تولید مسکن داده می شود و نه خرید مسکن؛ و مواردی از این قبیل با نظارت بیشتری صورت می گیرد که اگر احیاناً انحرافاتی وجود داشته باشد، رفع شود و طبیعی است در کارهای کلان دولت و ممکن است در تئوریهای اقتصادی چنین مسائلی پیش آید، آنچه مهم است تلاش دولت جهت برطرف کردن آن است نه اینکه بر مشکلی که قبلاً وجود داشته تاکید بورزد. تغییر یک عضو کابینه در همین راستا قرار دارد.
-آقای دانش جعفری؟
بله، به نظر من درست است.
-آیا تغییر آقای دانش جعفری تحت تاثیر مشاوره کارگروه اقتصادی بود که در اطراف آقای احمدی نژاد تشکیل شده است؟
خیر، اتفاقاً اگر بود اینطور نمی شد.
-منظورم تغییر ایشان بود؟
اگر دولت و دیدگاههای جمعی هماهنگ بود، کار به اینجا کشیده نمی شد.
-آقای احمدی نژاد بحث مدیریت امام زمان(عج) را در کشور مطرح می کنند، من نمی خواهم به این مساله کم یا اضافه کنم، در وبلاگ خود نوشته اند و بحثهاله نور را هم مطرح کرده اند، این مسائل تا چه حد مورد تایید حضرت آیت الله است؟
این مسائل به صورتی نیست که از ایشان پرسیده شود که مورد قبول ایشان هست یا خیر.
-ایشان در این مورد بحثی نکرده است؟
بنده به عنوان یکی از شاگردان آیت الله مصباح با دیدگاههای ایشان آشنا هستم، اینکه مدیریت امام زمان مطرح می شود، این طور نیست که در زمان ظهور هستیم و آقا رسماً جامعه را مدیریت می کنند، چنانچه امیرالمومنین مدیریت می کردند و این مساله را هیچ کس نمی گوید. نه آقای دکتر احمدی نژاد چنین حرفی را زده اند نه آیت الله مصباح و هیچ مجتهد و مومن مسلمانی این حرف را نمی زند.ما در زمان غیبت کبری به سر می بریم، مدیریت امام زمان به این معنا نیست، هیچ کس این حرف را نزده است و آقای احمدی نژاد در قم سخنرانی کردند، مشابه آن را در مشهد داشتند و از تلویزیون هم پخش شد و چنین نبود. اما آنچه مدنظر آقای احمدی نژاد است این است که ما همواره مورد عنایت و توجه امام زمان هستیم. اگر کسی قبول نداشته باشد که حضرت حجه بن حسن عسگری در زمان غیبت به شیعیان عنایت و توجه دارند و امدادهای غیبی ایشان در شرایط سخت فردی، گروهی و اجتماعی حاصل می شود، باید به اعتقادات شان شک کرد.مسلم است زمانی که یک فرد گرفتار شود و صدا بزند امام زمان او را مورد عنایت قرار می دهد، چه رسد به اجتماعی که در شرایط بحرانی و حساس قرار گرفته باشد و از آقا استمداد کنند قطعاً آقا عنایت می کند.
-بحثهاله نور از کجا آمده است؟
معتقد هستم شرایطی که امروز دنیا بر ما تحمیل کرده و علیه ما بسیج شده و افرادی در داخل شیطنت می کنند ما توانسته ایم راست قامت بمانیم و بایستیم و سی سال انقلاب با تمام شیطنتهای سازمان سیا و کا گ ب و موساد باقی بماند و امروز ایران توانسته اسرائیل را بر سر جای خود بنشاند، حز ب الله لبنان در جنگ سی و سه روزه با اقتدار برنده شود و... اینها همگی امدادها و عنایتهای غیبی امام زمان است.
-بحثهاله نور از کجا می آید؟
بحثهاله نور بحثی بود که گذشت.
-آقای احمدی نژاد اخیراً در وبلاگ خود که تکرار کرده اند؟
دو یا سه سال پیش مطرح کردند، در محضر آیت الله جوادی آملی مطرح کردند. در جلسه خصوصی در حضور دو یا سه نفر ایشان مطرح کردند،در آنجا مطالب بسیار زیادی فرموده بودند ولی برخی نوار بحث خصوصی میان ایشان و آیت الله جوادی آملی را به بیرون منتقل کردند. در جمع خصوصی می توان حرفهای بسیاری زد که صلاح نیست در جمع عمومی گفته شود.
-پس آن حرف زده شده بود؟
نمی دانم، من ندیدم.
-شما در جلسه نبودید؟
خیر من نبودم، دو یا سه نفر بیشتر در آن جلسه نبودند.
-من آن فیلم را دیده ام و نزدیک 8 یا 9 نفر هستند.
تعداد کمی در آن جلسه بوده اند، انتقال حرفهایی که در جلسه خصوصی علما رد و بدل می شود، بدون اجازه آنها جرم است.
-آقای احمدی نژاد در وبلاگ خود مجدداً 16 بار بحثهاله نور را مطرح کرده اند و گفته اند کسانی هستند کههاله نور را در نقطه یی از جهان انکار می کنند و نمی بینند، عیناً جمله ایشان است.
این با آنهاله نور بسیار فرق می کند یعنی نور ولایت، نور دین و نور ارزشها، نههاله نوری که اطراف گردن کسی پیدا باشد. ما معتقد هستیمهاله نور ولایت، امام زمان و خدا و قرآن در سراسر جهان وجود دارد اگر کسی نمی بیند کور است وگرنه هیچ کس نیست که این حجت الهی را در عالم نبیند، در هر گوشه عالم ازهاله نور الهی اثری دیده می شود، اگر در تک تک ذرات عالم دقت کنیدهاله نور را می بینید.
-بحث انتقاد حوزه علمیه و استادان و مراجع عظام از دولت آقای احمدی نژاد در مصاحبه آقای بوشهری مطرح شده بود و ایشان گفته اند انتقاد مراجع و علما در دولتهای قبلی کمتر بود. آیا دولت اسلامی باید تا این حد مورد انتقاد مراجع و علما باشد؟
من مصاحبه آقای بوشهری را ندیده ام ولی نمی دانم که آیا تیتری را که زد ه اند ایشان گفته اند یا خیر، علاقه داشتم از ایشان بپرسم که این تیتر توسط خود شهروند زده شده است یا ایشان فرموده اند.
-اما ما مشاهده می کنیم آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله مکارم شیرازی تقریباً هر روز از دولت انتقاد می کنند.
این انتقاد در واقع انتقاد خودی است، زیرا در دولتهای قبلی مراجع، علما و بزرگان انتظاری نداشته اند و آن را از خودشان نمی دانستند. اول انقلاب را نمی گویم. مخصوصاً دولت قبلی و مدعیان اصلاحات مدنظرم است، ولی این دولت را از خود می دانند زیرا دولتی است که مورد تایید است و این دولت به حوزه مراجع و علما عنایت خاص دارد، بنابراین اگر انتقاد می کنند، انتقاد از خود است و این انتقاد هدیه یی است که از سوی مراجع و علما به دولت داده می شود و دولت انتقادات مراجع و علما را به دیده منت می گیرد و درصدد حل آنها برمی آید. هیچ کس نمی گوید که آقای احمدی نژاد معصوم است، ممکن است در روند کار در جایی نیاز به تذکر داشته باشد. خود ایشان بارها گفته به انتقادات جایزه هم می دهد چه رسد به انتقاداتی که از سوی علما و بزرگان باشد. اگر این انتقادات بیشتر شده است، به این دلیل است که علما و بزرگان دولت را دولتی می دانند که به صحبتهای آنها توجه می کند. از این جهت انتقادات بیشتر می شود البته من آمار نگرفته ام که بیشتر یا کمتر بوده است ولی اگر آقای بوشهری چنین فرموده اند این گونه است.
-من عرضی ندارم اگر نکته یی دارید بفرمایید.
نکته یی را می خواستم مطرح کنم. شرایط کنونی ما بسیار حساس است و دشمنان ما برای بلعیدن ملت و مردم ایران و برخورد با این ملت چنگ و دندان خود را تیز کرده اند. در این شرایط حساس که دشمن حملات روانی و تبلیغی به ما می کند رسانهها و مطبوعات باید حساب شده تر باشند. برخی از تیترها و خبرها در مردم حالات روانی ایجاد می کند. مثلاً روزنامه جمهوری اسلامی در جهت اطلاع خود خبری می زند که در مریوان شایعه شده چای گران شده و دلالان خرید و فروش می کنند و قیمت چای به 20 هزار تومان رسیده است. در همان روز در کشور بحران چای درست می شود در حالی که ما بحران چای نداشته ایم. اگر این خبر را جهت اطلاع نمی زدند و حتی نوشته که شایعه است، موجب چنین مشکلاتی در کشور نمی شد. یا نمک در یزد که مورد مسخره یی بود که مردم نمک بخرند که دیگر گیر نمی آید. جایگاه رسانه ایجاب می کند در شرایطی که دشمن به ما رحم نمی کند، خودمان به خودمان رحم کنیم و نسبت به این مسائل حساس تر باشیم، دولت که بر سر کار می آید در مجموع یک دولت نظام اسلامی است، ممکن است از آن انتقاداتی داشته باشیم، در یک زمان انتقاد فرهنگی و در زمانی انتقاد اقتصادی داریم. در مجموع تمام رسانهها باید تلاش کنند تا اصل نظام آسیب نبیند، گر چه سلیقه مورد نظر آنها امروز در قوه مجریه یا در مجلس نباشد، این نکته یی بود که می خواستم مطرح کنم.
- سپاسگزارم.
کیوان مهرگان
کد مطلب: 4332
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcd.s0o2yt0sxa26y.html