شلیك مشقی!

سرمقاله کیهان-22 تیر87

22 تير 1387 ساعت 7:30


آیا تهدیدات سیاسی و تحریم های اقتصادی كشورهای غربی علیه ایران به بهانه تعلیق فعالیت های كاملاً صلح آمیز هسته ای كشورمان كه هیچ محمل حقوقی و قانونی ندارد به تحدید و انزوای جمهوری اسلامی منجر شده است؟ یا بالعكس به تحریكی برای قوه خودباوری و اعتماد به نفس بیشتر ملت و مسئولان تبدیل گشته است؟
هفته گذشته آمریكا در ادامه موج تحریم ها، تحریم های جدیدی را علیه افراد حقیقی و حقوقی ایرانی اعمال كرد كه به موجب آن 6 شخص حقیقی و 5 شركت مشمول این تحریم شدند.
وزارت خزانه داری آمریكا مدعی شد علت و اساس این تحریم ها در راستای بخشی از تلاش ها برای افزایش فشار به ایران با هدف متقاعد كردن تهران به توقف فعالیت های هسته ای است. در اوایل ماه جاری نیز 27 عضو اتحادیه اروپا فعالیت شعب اروپایی بانك ملی ایران را در لندن، هامبورگ و پاریس متوقف و همچنین یك روز پس از آن دارایی 20 نفر و 15 سازمان ایرانی را مسدود كردند و رجز خواندند كه این افراد ایرانی از دریافت ویزای اروپایی منع شده اند.
داستان بلند تحریم ایران موقعی خواندنی تر می شود كه شورای امنیت سازمان ملل متحد كه موظف به اجرای مواد منشور ملل و قوانین بین المللی است با دستاویز «عدم تعلیق برنامه غنی سازی اورانیوم» توسط كشورمان، تاكنون سه قطعنامه تحریمی علیه ایران به تصویب رسانده است.
اما قدری تأمل روشن می سازد كه علت و سبب این تحریم ها برنامه صلح آمیز هسته ای ایران نیست- هر چند كه جبهه رسانه ای غرب بر روی آن خیلی مانور می دهد- چرا كه پیشینه و سابقه تحریم ها به پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی برمی گردد.
ایران با انقلاب اسلامی تفكر و نگرش جدیدی را به دنیا عرضه كرد و نه تنها از دایره نفوذ نظام های غربی و شرقی بیرون آمد بلكه نگرش آنها را به چالش كشید و فریاد بلند «نه شرقی و نه غربی» را در جهان طنین انداز كرد. آمریكایی ها كه خود را كدخدای دنیای مدرن- همان به اصطلاح دهكده جهانی- می پنداشتند بیم آن را داشتند كه ایران به الگویی برای كشورهای منطقه تبدیل شود. بر این اساس ایران را مانعی بزرگ بر سر مسیر استثمار كشورها یافتند و چاره را در آن دیدند كه نسخه تحریم و تحدید را برای ایران اسلامی بپیچند.
آمریكایی ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی در فاز اول تحریم ها به تحریم تسلیحاتی روی آوردند. 4 روز پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریكا (17 آبان 58) براساس قانون «كنترل صادرات تسلیحات» صادرات تسلیحات و جنگ افزار نظامی به ایران را ممنوع كردند.
به فاصله چند روز بعد به استناد «قانون گسترش تجارت» واردات نفت از ایران را ممنوع كردند و تحریم نفتی را هم مكمل تحریم تسلیحاتی كردند.
در اواخر سال 58 هم براساس فرمان دولتی رئیس جمهور وقت آمریكا (جیمی كارتر) كلیه دارایی های دولت ایران نزد بانك های آمریكایی مسدود گردید. روند و سریال تحریم های آمریكا در گذر زمان تقویت شد تا اینكه در دهه 90 میلادی «طرح جامع تحریم اقتصادی ایران» - مشهور به داماتو- به تصویب مجلس سنا رسید و به مرحله اجرا درآمد.
قوانین و مقررات تحریم های اقتصادی آمریكا علیه ایران به حدی بود كه واردات از ایران، صادرات به ایران و بطور كلی مقررات معامله كالاها یا خدمات ایرانی را در بر می گرفت.
آمریكایی ها در طی سه دهه اخیر با لیست كردن اتهاماتی علیه ایران همچون: 1- تروریسم و حمایت از تروریسم بین المللی 2- نقض حقوق بشر 3- تلاش برای رسیدن به تسلیحات كشتار جمعی و تكثیر آنها 4- دخالت در امور كشورهای دیگر 5- مخالفت با روند صلح خاورمیانه و همچنین وضع قوانینی خودساخته تلاش كردند تحریم ها علیه ایران را مشروعیت ببخشند و با تدلیس و فریب افكار عمومی وانمود كنند ایران برخلاف قوانین بین المللی و مندرجات منشور ملل متحد حركت می كند! و اعمال تحریم ها به منظور تنبیه و جلوگیری از انحراف ایران است!
البته آمریكایی ها در راستای پروژه منزوی كردن ایران و مهار ایدئولوژی اسلامی و صدور آن به كشورهای منطقه غیر از اهرم و ابزار تحریم از ابزارهای دیگری حتی گزینه نظامی در جنگ تحمیلی به سركردگی صدام استفاده كردند اما آنچه می خواستند به ثمر ننشست.
حال باید دید كه آیا تكیه بر اهرم تحریم و استمرار آن در طول عمر انقلاب اسلامی برای آمریكایی ها و متحدان غربی اش كارساز بوده است؟ و اینكه در طول این دوره تحریم ها جمهوری اسلامی توانسته به دستاوردهایی نائل شود یا خیر؟
دست یافتن به دانش و فناوری هسته ای، كسب موفقیت های علمی در زمینه های مختلف از سلول های بنیادین و شبیه سازی شده تا عرصه های مختلف نانوتكنولوژی و بیوتكنولوژی، استقلال در تولید سلاح های دفاعی و صنایع موشكی و الكترونیكی، عمران و آبادانی روستاها و شهرها، خودكفایی در تولیدات و مایحتاج ضروری كشور، كسب موفقیت های جوانان ایرانی در المپیادها و المپیك ها، تدوین سند چشم انداز 20 ساله و... تنها نمونه های آشكاری از دستاوردها و توانمندی های ایران اسلامی است.
به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «پیشرفت های علمی كنونی كشور در عرصه های مختلف نتیجه دوران تحریم اقتصادی و فشارهای سیاسی زمان جنگ است لذا ملت ایران را نباید از تحریم های اقتصادی و تهدیدهای سیاسی ترساند.»
از سویی دیگر؛ تلاش آمریكا و متحدانش برای منزوی كردن ایران با اهرم تحریم در حالی است كه رسانه ها و تحلیلگران آمریكایی و غربی نیز بر ناكارایی تحریم ها اعتراف دارند. روزنامه آمریكایی كریستین ساینس مانیتور اخیراً طی گزارشی با شدت یافتن تحریم ها از سوی آمریكا، عاقلانه ترین راه حل مسئله ایران را لغو تحریم ها و گفت وگوی مستقیم با مقامات تهران دانست. این روزنامه آمریكایی با تاكید بر این كه تحریم های چندساله سازمان ملل و آمریكا باعث عقب نشینی ایران از موضع خود نشده است تصریح كرد درپی این تحریم ها، ایران با كشورهایی نظیر چین تعامل اقتصادی برقرار كرده و در نهایت مشكل خاصی برای ایران بوجود نیامده است.
پایگاه اینترنتی آسیا تایمز نیز با اشاره به انعقاد قرارداد بزرگ تهران و پكن برای توسعه میدان نفتی یادآوران نوشت كه چین به عنوان وزنه تعادلی منافع آمریكا را در منطقه به چالش می كشد.
مقارن با این تحلیل ها، دمیتری مدودوف رئیس جمهور روسیه در اعتراض به تحریم اخیر اتحادیه اروپا اذعان داشت كه تحریم های اتحادیه اروپا علیه ایران مفید نیست.
روزنامه آلمانی اشپیگل هم ماه گذشته به آمریكا و شركای غربی اش توصیه كرد كه در سیاست های كنونی شان در قبال ایران تجدیدنظر كنند و به تحریم ها علیه ایران پایان دهند و راه گفت وگو را در پیش بگیرند. اشپیگل با اشاره به موقعیت و جایگاه ایران در منطقه، تحریم ها علیه ایران را نشانه سردرگمی غرب دانست.
و بالاخره هفته گذشته هفته نامه آمریكایی نیوزویك در مقاله ای به قلم «مایكل هیرش» با اشاره به تهدیدها و تحریم ها علیه ایران اعلام كرد علی رغم تحریم ها اقتصاد ایران همچنان در اوج است.
در این میان به نظر می رسد آمریكایی ها هم خود عملاً فهمیده اند اهرم و تاكتیك تحریم نمی تواند مانع پیشرفت ایران شود از همین رو برای رسیدن به امیال خود به عملیات مخفیانه علیه ایران و پروژه براندازی محرمانه به منظور متزلزل كردن پایه های حكومت متوسل شده اند به گونه ای كه هفته نامه نیویوركر در نیمه اول ماه جاری از فرمان فوق محرمانه جرج بوش در عملیات مخفیانه علیه ایران پرده برداشت و نوشت 400 میلیون دلار بودجه برای بی ثباتی در ایران توسط بوش درخواست شده و به تایید رهبران كنگره رسیده است. این مبلغ صرفاً نمادین است و گزارش های موثق از اختصاص بودجه ای سنگین برای این منظور خبر می دهند.
این در حالی است كه آمریكا در برابر ظرفیت ها و قابلیت های تكنولوژیك و توان دفاعی و قدرت مثال زدنی ایران در منطقه نتوانسته به خواسته های خود دست یابد و این جدا از عمق استراتژیك جمهوری اسلامی ایران كه همان ماهیت ایدئولوژیك آن است می باشد. آمریكایی ها با ارزیابی توان مادی ایران- كه غیرقابل انكار است- در اجرای اهداف و خواسته هایشان سردرگم و مستأصل شده اند چه برسد به آن كه عمق توانمندی واقعی و قدرت اصلی بازدارندگی ایران را درك كنند. درك مقولاتی چون ماهیت ایدئولوژیك ایران اسلامی، نظام امت و امامت، شهادت طلبی، جهاد و عملیات استشهادی در مخیله آمریكایی ها نمی گنجد.
همچنان كه امام راحل عظیم الشأن فرمودند دشمنان نظام 2 چیز را به خوبی نشناخته اند: مردم و اسلام را.
هجمه های سیاسی و هجوم اقتصادی غربی ها شلیك مشقی است كه فقط سر و صدا به راه می اندازد و توان ضربه زدن به نقطه هدف را ندارد. البته اصل هوشیاری و آمادگی در برابر دشمن باید نصب العین مسئولان و آحاد ملت باشد. 

حسام الدین برومند 



کد مطلب: 5016

آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcd.f0k2yt0z9a26y.html

شهاب نيوز
  http://www.shahabnews.com