رحیم‌مشایی و رئیس‌جمهور [صادق زیباكلا‌م]

روزنامه اعتمادملی-18 شهریور 87

18 شهريور 1387 ساعت 7:49


صورت‌مساله آنچه كه رحیم‌مشایی گفته روشن‌تر از آن است كه بشود آن را به یك شكلی جمع و جور نمود و عنوان كرد كه خیر، مقصود ایشان این بوده یا آن نبوده و مرادش از آنچه كه نقل شده این نبوده و منظورش آن بوده. ایشان خیلی ساده و روشن گفته‌اند كه مردم اسرائیل خوب هستند و ما مردم ایران با مردم اسرائیل دشمنی نداریم. صدالبته كه اگر این سخن را روزنامه‌نگاری دگراندیش، روشنفكری سكولا‌ر یا حتی شریعتمدار، نویسنده یا چهره‌ای اصلا‌ح‌طلب (نه البته در سطح رهبران این جبهه) گفته بود نه جایی منعكس می‌شد، نه كسی آن را جدی می‌گرفت و نه كسی زحمت نقل آن را به خود می‌داد، حداكثر آنكه یكی از روزنامه‌های رادیكال مشتی ناسزا نثار گوینده می‌كرد و این كم و بیش می‌شد پایان ماجرا.

اما اشكال اساسی از جایی به‌وجود آمد كه این سخن را یكی از <خودی>ها گفت. ابتدا اصولگرایان سعی كردند آن را به نوعی رفع و رجوع كرده و طبق معمول بگویند كه مقصود رحیم‌مشایی این بوده یا آن بوده، اما <خناسان> و <مطبوعات فرصت‌طلب> سعی كرده‌اند تا سخنان آن اصولگرای بزرگوار و یكی از نزدیك‌ترین یاران رئیس‌جمهور اصولگرا و انقلا‌بی را تحریف یا مصادره به مطلوب نمایند. اما توضیحات بعدی رحیم‌مشایی پیرامون آ‌نچه كه گفته بوده و آنچه كه مقصودش بوده آب سردی روی اصولگرایان ریخت. كار كه بالا‌ گرفت، رحیم‌مشایی برای بار سوم توضیح داد كه مقصودش چه بوده اما هر بار كه توضیح می‌داد، صرفا نمك بیشتری روی زخم اصولگرایان می‌پاشید و داغ دل آنان را تازه می‌كرد. او نه‌تنها نمی‌گفت كه مقصودش آن نبوده كه مردم اسرائیل خوب هستند و ما آنها را دوست داریم یا باید دوست داشته باشیم و دشمنی‌ای با آنها نداریم، بلكه توضیح می‌داد كه چرا حرفش درست بوده. فی‌الواقع توصیفات وی حكایت <عذر بدتر از گناه> بود و نشان می‌داد كه یار اصولگرای رئیس‌جمهور چه افكار و عقاید ناحق و ناجوری از دید اصولگرایان دارد. آقای رحیم‌مشایی ظرف چند هفته گذشته و علی‌رغم فشار گسترده اصولگرایان نه‌تنها حاضر نشد اصل حرفش را پس بگیرد بلكه صرفا توضیح داد كه چرا حرفش درست است و اشكال مخالفینی كه اصل آن حرف درست را متوجه نمی‌شوند در كجا است.

* * *

هدف این یادداشت در حقیقت بحث پیرامون چند و چون حرف رحیم‌مشایی نیست. صرف‌نظر از انگیزه و نیت سخنان رحیم‌مشایی درباره مردم اسرائیل و واكنش‌هایی كه برانگیخته، قضاوت درباره هر قوم و ملتی نیازمند تفكیك آنها از سیاست‌هایی است كه از سوی حكومت آنها اعمال می‌شود. قضاوت درباره مردمان یك سرزمین یا یك ملت در صورت غلتیدن به دام افراط، گرفتار نژادپرستی و راسیسم ‌(Racism) می‌شود؛ مثل اعتقادی كه برخی سفیدپوستان آمریكا داشتند یا هنوز دارند كه سیاه‌پوستان مردمان خوبی نیستند، یا نژادپرستان سفیدپوست آفریقای جنوبی در زمان حاكمیت نظام <آپارتاید> معتقد بودند كه سیاه‌پوستان خوب نبودند. راسیسم برمبنای فلسفه برتری نژاد استوار شده و تمامی نظراتی كه مبتنی بر برتری یك نژاد یا قوم بر نژادها و اقوام دیگر است را شامل می‌شود.

طرفداران نظریه برتری نژاد بر این عقیده‌اند كه افراد بشر یكسان خلق نشده‌اند و بعضی از نژادها و اقوام بشر بدون در نظر گرفتن شرایط محیط و امكانات تعلیم و تربیت نسبت به نژادها و اقوام دیگر دارای خصوصیات برتر و امتیازات بیشتری هستند و به حكم قوانین طبیعت، نژاد و قوم برتر باید بر نژاد و قوم پست‌تر حكومت كند. قضاوت مطلق درباره یك قوم، نژاد یا ملت در صورت اینكه برمبنای <خوب> و <بد>، <پست> و <برتر> و... باشد به دام این نظریات می‌افتد.

گذشته از مبنای این سخنان، واكنش رئیس‌جمهور در قبال انتقادها و اعتراض‌های اصولگرایان نسبت به بركناری مشاورش شگفت‌انگیز است.

علی‌رغم اعتراض گسترده قریب به 200 تن از نمایندگان مجلس، شماری از آیات عظام و حجج اسلا‌م، مطبوعات وابسته به حكومت، شمار قابل توجهی از ائمه جمعه و جماعات و بسیاری از رجال، چهره‌ها و شخصیت‌های اصولگرا به سخنان رحیم‌مشایی و درخواست عذرخواهی وی یا بركناری‌اش از سوی رئیس‌جمهور، احمدی‌نژاد كوچك‌ترین اعتنایی به این اعتراض‌ها نشان ندادند، انگار رحیم‌مشایی معاون رئیس‌جمهور زنگبار است و این داستان در كشور دیگری اتفاق افتاده.

بی‌توجهی و بی‌اعتنایی رئیس‌جمهور به آن همه اعتراض علیه معاونش بیش از هر چیز نشان‌دهنده ارزش و احترامی است كه ایشان برای افكار عمومی قائل هستند. توبیخ، سرزنش و معذرت‌خواهی كه جای خود دارد، رئیس‌جمهور با همراه بودن رحیم‌مشایی در چندین برنامه عمومی نشان داد كه چقدر برای احساسات مخالفان و منتقدان ارزش و احترام قائل است.

شاید عده‌ای بگویند كه دفاع رئیس‌جمهور از معاونش درحقیقت و به تعبیری دفاع از آزادی بیان و حق ابراز نظر مسوولا‌نش است. او می‌خواهد پشت معاونش بایستد تا نشان دهد كه مسوولا‌ن و دولتمردانش می‌توانند و باید حرف‌شان را بزنند.

اما كارنامه رئیس‌جمهور ظرف سه سال گذشته مبین اخراج و كنار گذاردن یك دوجین وزیر، معاون ، استاندار، مدیركل و مسوولا‌نی بوده كه جرات كرده و حرفی، نظری و عقیده‌ای مغایر با رئیس ابراز كرده‌اند. رئیس‌جمهور طی این سه سال نشان داده كه علی‌رغم رویكرد به‌ظاهر مردمی، مكتبی، انقلا‌بی، رجایی‌گونه و جبهه‌ای، كوچك‌ترین ظرفیتی در قبال انتقاد و مخالفت نداشته و مسوول مربوطه را بلا‌فاصله اخراج می‌كند. می‌توان پرسید یا تصور نمود كه اگر فرد دیگری به جز رحیم‌مشایی آن سخن را گفته بود اكنون جای وی كجا بود؟ 


کد مطلب: 6753

آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcc.pqea2bqm1la82.html

شهاب نيوز
  http://www.shahabnews.com