
مرجعيت و مظلوميت
سرمقاله حزبالله-19 شهریور 87
18 شهريور 1387 ساعت 23:32
عالمان دين، مراجعتقليد، روحانيت بايد در مسايل سياسي كشور ابراز نظر كنند يا نه؟ و محدوده ورود و دخالت آنان به سير تصميمگيريهاي سياسي كشور از كجا آغاز و به كجا ختم ميشود؟
اين سوالي است كه با شنيدن آن و تدقيق در زواياي پنهاناش وجود بسياري مباحث بكر و دستنخورده در گفتمان انقلاب اسلامي را يادآوري ميكند كه نيازمند بررسي و ارايه پاسخ مناسب است.
بيانات نوراني رسولاكرم(ص) كه ميفرمايند: هرگاه بدعتها در ميان امت من آشكار شد بر عالم است كه علمش را آشكار كند و هر كس [چنين] نكند لعنت خدا بر او، ضرورت فعال بودن روحانيت و به طور اولي مرجعيت شيعي در تطورات تاريخي و تحولات سياسي جامعه را يادآوري ميكند.
انعكاس نظرات سخيف يكي از هنرمندان كشور درباره درخواست يكي از مراجع ديني كشور كه خطاب به دولت ايراد شده بود و به دنبال آن موضعگيري رئيس مجلس شوراي اسلامي، صدور دستور پيگيري از سوي دادستان عمومي و انقلاب تهران و ساير موضعگيريهايي كه خواستار برخورد با هتاكان به ساحت مراجع عظام شدهاند در كنار يكديگر تقابل هميشگي كرد نظريه معروف عينيت سياست و ديانت يا جدايي اين دو از يكديگر را يادآوري ميكند.
آنچه در گفتمان انقلاب اسلامي محل اتفاق همه دلسوزان است قطعاً «عينيت سياست و ديانت ماست» و توهين و بدزباني در ساحت عالمان دين هم گناهي است كه علاوه بر عقوبت اخروي تبعات دنيوي نيز خواهد داشت و امري است مذموم. در حال حاضر و به دليل عدم پرورش «كيفيت ورود عالمان ديني به عرصه اجرائيات كشور» اين روحانيت و در رأس آن مرجعيت ديني است كه آماج بسياري توهينها يا كملطفيها قرار ميگيرد.
اگر مرجعيت معظم از مقابل تمام دوربينها بگريزند و در رسانهها پاسخگوي افكار عمومي نباشند از سوي عدهاي از «دوستان» و بسياري از «دشمنان» متهم خواهند شد كه رسانهگريزند و در كنج عزلت حجرههاي خود تارك دنيا گشتهاند و اگر همراه و همپاي ساير دلسوزان و «متخصصان» كشور به آنچه اتفاق ميافتد حساس شده و نقشآفريني كنند به نوعي ديگر متهم خواهند شد (نظير آنچه امروز اتفاق افتاده است) و البته بسياري فرياد بر خواهند آورد كه «روحانيان بايد فقط تحصيل كنند و عرصه مديريت كشور را واگذار نمايند.
نظير اين حالت درباره كاركرد مساجد نيز قابل مشاهده است. آنجا كه اگر مساجد در حوزههاي سياسي وارد شده و نقشآفريني كنند متهم به حزبزدگي شده و اگر چنين نكنند متهم ميشوند كه دين را از سياست جدا ديدهاند و اين نوع بدبينيها گويي قرار نيست هيچگاه پاياني داشته باشد.
وقتي حضرت امام (ره) در دوران پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي عرصه اجرايي كشور را به مديران از فرهنگ برگشته واگذار كرده و رحل اقامت در شهر قم افكندند اين بروز و ظهور انحرافات و كنجانديشيها بود كه ضرورت ورود مستقيم حضرت ايشان به وادي سياست را يادآوري كرد و نه اتفاقي ديگر.
بعد از آن هم هرگاه مرجعيت پاي خويش از حوادث مهم عقب كشيد فرزندان انقلاب سيلي خوردند و حقوق بسياري پايمال شد.
اگرچه ريشه اين تقابل را بايد از بسياري سالهاي گذشته جستجو كرد و مشروطيت را نمونهاي عيني آن دانست اما لازم است يادآوري شود كه اقبال عمومي ايرانيان مسلمان به انقلاب اسلامي در واقع انتخابي آگاهانه نظريه عينيت سياست و ديانت بود و عالمان دين و در رأس آنان مراجع عظام تقليد از هر شهروند ديگري بر ابراز نظرات خود سزاوارترند و در واقع اين مديران اجرايي كشورند كه همواره نيازمند استفاده از نصايح و پندهاي اين بزرگاناند.
كوتاه سخن اينكه اسلام منهاي سياست در كنار مراجع و عالماني كه تنها دغدغهشان احكام شرعي و پاسخ به پرسش نجاسات و مطهرات است همان مطلوب و خواسته استعمارگران است و دقيقاً عالمان آگاه به زمانه و آنچه در پيرامون اجتماع ميگذرد نقطه مقابل اسلام آمريكايياند هر چند كه برخي سخنان آنان بر ما و حزب ما و گروه ما گران آيد.
کد مطلب: 6799
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcc.oqea2bqmola82.html