
پیشینه، كاركردها و عوامل استراتژی نبرد نامتقارن در سپاه
سوغات راهبردی برای فرماندهی سپاه
روزنامه اعتمادملی-17 تیر87
17 تير 1387 ساعت 7:52
روزی كه سردار سرلشكر محمدعلی جعفری چمدانش را در مركز راهبردی سپاه پاسداران بست، بستهای را با خود به فرماندهی كل سپاه برد كه نه فقط سوغاتی «راهبردیها» برای «فرماندهیها» كه راهبردی برای فرماندهی بود؛ «استراتژی نبرد نامتقارن» كه گرچه سابقهاش به دوره پس از جنگ ایران و عراق برمیگشت اما در دوره فرماندهی سردار جعفری بود كه مبدعان و مدونانش در مسند مجریان نشستند. بر این اساس اولین سوال از فرمانده سپاه در نخستین نشست خبریاش ادامه استراتژی نبرد نامتقارن در سپاه بود و سردار جعفری در بیان ضرورتها و فوایدش گفت: «بحث نبرد نامتقارن كه درسپاه بهعنوان نبرد علوی شناخته میشود یكی ازتجربههای گرانبهای 8 سال دفاع مقدساست كه بنابر نابرابریهایی كه از لحاظ سلاح و تجهیزات با دشمن بعثی وجود داشت بهدست آمده است.
بهرغم پیشرفتهای سپاه در بعد نظامی، توانمندیهای هوایی و تكنیكی دشمن در جنگ فراتر از ما بود كه برای مقابله با توانمندی دشمن استراتژی ما به سمت دفاع نامتقارن رفت. از آنجا كه توانمندی مادی و تكنولوژی دشمن نسبت به ما بالاتر است باید به سمت انتخاب سیاستها و روشهای مناسبی برویم تا در صورت نیاز بتوانیم این نیازمندیها را كنترل كرده و همچون جنگ 33 روزه شكست را به دشمن بچشانیم.» 122/6/86) و دیگر بار اعلام شد: «با شیوههای جنگ نامتقارن با دشمن روبهرو میشویم. ما ارتش كلاسیك نیستیم و با شیوههای جنگ نامتقارن با دشمن روبهرو میشویم و كاملا توان دشمن را خواهیم گرفت.» 22/7/1386)
جنگ نامتقارن همان «نبرد علوی» است
نبرد نامتقارن چیست؟ «نبرد نامتقارن تعاریف متعددی دارد و یكی از آن تعاریف عبارت است از رویارویی دو قدرت ناهمتراز و غیرمتوازن كه طرف ضعیفتر ضمن اجتناب از مواجهه با نقاط قوت طرف مقـابل با تكیه بر عوامل قوت خود نقاط ضعف دشمن را مورد حمله قرار دهد. شناسایی نقاط قوت و ضعف دشمن و شناسایی امكانات قابل افزایش جبهه خودی و تكیه بر آن امكانات و بهرهگیری از تكنیك و تاكتیك و مسـائل مخـتلف در این نبرد مجموعا حاصل آن نبرد نامتقارن است.( »علی سعیدی، نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران؛ منبع: فصلنامه پیام انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شماره 83) و به تعریف علی شمخانی وزیر سابق دفاع: «نبرد نامتقارن یعنی بهكارگیری توانمندیهای ناشناخته با تكیه بر نقاط ضعف حریف؛ این نبرد همانی است كه منجر به شكست اسرائیل در جنگ لبنان شد و امروز قویترین ارتش جهان را در عراق زمینگیر كرده است.» و بنابر توضیح سردار سرلشكر یحیی رحیمصفوی فرمانده سابق سپاه پاسداران در گفتوگو با مهر: «جنگ نامتقارن همان «نبرد علوی» است كه ما حدود 4 سال و نیم پیش، آن را تبدیل به یك استراتژی بازدارنده كردیم. آن هم بعد از اینكه آمریكاییها عراق و افغانستان را اشغال نظامی كردند و با حضور حدود 51 هزار نیرو در افغانستان و 161 هزار نیرو در عراق، شرایط جدیدی را در منطقه رقم زدند.»
از نیروی دریایی تا مركز راهبردی
طرح ایده نبردهای نامتقارن را متعلق به دوره جانشینی دریادار علی اكبر احمدیان در فرماندهی نیروی دریایی سپاه (در زمان تصدی دریادار شمخانی) میدانند؛ كسی كه امروز جانشین سردار جعفری در مركز راهبردی سپاه شده است. احمدیان پس از پایان جنگ به تئوریزه كردن تجارب دریایی دفاع مقدس خصوصا مقابله با ناوگان آمریكا پرداخت و از جمله معماران اصلی نیروی دریایی جدید و بدیع سپاه و از اولین نظریهپردازان ایده دفاع نامتقارن بود. در همین دوران، در رزمایش بزرگ سپاه، فرماندهی یكی از قرارگاهها را برعهده داشت و پس از آن از سوی فرماندهی كل قوا به سمت فرمانده نیروی دریایی منصوب شد. وی در این مسوولیت فرصت یافت ایدهدفاع نامتقارن كه در نیروی دریایی آغاز شده بود را به اوج رسانده و ظرفیتهای اساسی برای مقابله با تهدیدات قدرتهای بزرگ در نیروی دریایی سپاه را پایهگذاری كند. احمدیان از سال 1379 به عنوان رئیس ستاد مشترك سپاه از سوی مقام معظم رهبری منصوب شد. وی در مسوولیت ستاد مشترك سپاه علاوه بر تلاش برای تعمیم رویكرد نامتقارن تجربه شده در نیروی دریایی به كل سپاه، طرح عظیم تحول سازمانی سپاه را تهیه و پس از تصویب فرمانده كل قوا، زمینه اجرایی كردن آن را فراهم كرد.( »خبرگزاری فارس، 30/06/86) پس از واقعه 11 سپتامبر و حمله آمریكا به افغانستان و عراق و همسایگی اجباری ایران با نیروهای نظامی ایالات متحده، ایده دفاع نامتقارن، جای خود را به نبرد نامتقارن داد. سردار جعفری كه در سال 1384 مامور راهاندازی مركز راهبردی سپاه شد،علت این تغییر رویكرد را چنین بیان میكند: «بعد از حادثه 11 سپتامبر سمت و سوی همه فعالیتهای نیرو تغییر كرد و تلاش مضاعفی جهت ایجاد آمادگی رزمی صورت گرفت كه اولین اقدام در این راستا طرحریزی نبرد نامتقارن بود كه متعاقب آن رزمایشهایی در چارچوب نبرد نامتقارن انجام گرفت.» جعفری «بررسی و ارزیابی نكات ضعف و قوت آمریكا در حمله به افغانستان و عراق» را یكی دیگر از موضوعات مهم در این رابطه مطرح كرد. (نشریه صبح صادق، شهریور)
وی در مراسم معارفه جانشینش نیز ضرورت تغییرات ایجاد شده در آن روزها را چنین بیان كرد: «تغییر شرایط محیطی استراتژیها را تغییر میدهد. شرایط محیطی پس از جنگ تحمیلی نیز تغییر كرد و ابتدا تهدید فرهنگی و سپس تهدیدات سیاسی علیه انقلاب اسلامی جدی شد. سپس از سال 1380 پس از حادثه 11 سپتامبر تهدیدات ماهیت نظامی گرفت. طی یك دهه 3 نوع تهدید ماهیت خود را علیه انقلاب اسلامی نشان داد. بنابراین با توجه به شرایط آینده پیش روی انقلاب اسلامی استراتژی سپاه نیز باید تغییر كند.( »خبرگزاری مهر- 3/7/86)
سردار سرلشكر صفوی، فرمانده سابق سپاه پاسداران هم تدوین استراتژی نبرد نامتقارن را با تحلیل شرایط آن دوره تبیین میكند: «در حال حاضر كه تهدیدات علیه جمهوری اسلامی ایران را از سوی یك قدرت فرامنطقهای چون آمریكا احساس میكنیم، هم ساختار و هم سازمان نیروهای مسلح كشورمان را تغییر دادهایم و در این تغییر، شیوه آموزشها، استراتژی جنگی و دكترین نظامی نیروهای مسلح بهویژه نیروهای سهگانه سپاه تغییر یافت و در این راستا سلاحها و تجهیزات متناسب با جنگ فرامنطقهای طراحی شد كه نام این استراتژی را «دفاع همهجانبه، نبرد علوی و جنگ نامتقارن» گذاشتیم. مفهوم این استراتژی آن است كه ما ضعف و قوتهای دشمن را شناسایی میكنیم تا بتوانیم به بهترین و موثرترین روش، با بهرهگیری از نقاط قوت خود، برای ضربه زدن به دشمن وارد عمل شویم.» بهواقع در شهریور 1383 بود كه سردار صفوی نبرد نامتقارن را «بهعنوان رویكرد جدید سپاه پاسداران» اعلام كرد و گفت: «مانورها دیگر بهصورت اینكه تعداد زیادی تانك و نفربر و توپخانه یا حجم انبوه نیروها را بهكار بگیریم، نخواهد بود... مانورهای ما در راستای استراتژی دفاعی ما و دكترین جنگ نامتقارن است.» سردار محمدباقر ذوالقدر نیز آن روزها در مقام جانشین فرمانده سپاه پاسداران با بیان اینكه سپاه تجربیات خود را در مورد مقابله با هجوم آمریكا به افغانستان و عراق بومی كرده، افزود: «جنگ نامتقارن با چنین وضعی متناسب با مقتضیات جنگ با یك نیروی فرامنطقهای است. در جنگ نامتقارن قرینهسازی با رفتار دشمن صورت نمیگیرد بلكه با امكانات خاص و اتكا به روشهای ویژه اقداماتی استراتژیك در نقاط آسیبپذیری دشمن صورت میگیرد. از اینرو شیوهها و روشها در جنگ نامتقارن با شیوهها و روشهای جنگ كلاسیك متفاوت است.» سال 1384 سردار جعفری از نیروی زمینی سپاه به مركز راهبردی میرود و آنجا اصول استراتژی نبرد نامتقارن طراحی میشود: «سپاه علاوه بر توانمندیهای مردمی در ابعاد نظامی دو نكته برجسته دارد كه یكی اشراف اطلاعاتی نسبت به تحرك دشمنان در منطقه و دیگری توانمندی موشكی استراتژیكی است. با توجه به حضور فیزیكی كه دشمنان اطراف ایران دارند این اشراف اطلاعاتی به آمادگی سپاه كمك میكند. ضمن اینكه سپاه با برخورداری از ظرفیت فراوان و استفاده از تاكتیكها و روشهای پیچیده و متنوع از جمله نبرد نامتقارن توانمندیهای خود را برای مقابله هوشمندانه با دشمن افزایش چشمگیری میبخشد.» بر این اساس بود كه سردار مصطفی محمد نجار وزیر دفاع در هفدهمین مجمع فرماندهان و مسوولان سپاه پاسداران در شهریور 1384 اعلام كرد: «ساخت تجهیزات مربوط به جنگ نامتقارن، موشكهای دوربرد و زمین به زمین، تجهیزات جنگ الكترونیك، هواپیمای بدون سرنشین تهاجمی و توسعه فناوری نانو از مهمترین برنامههای وزارت دفاع در برابر تهدیدات احتمالی است.» جنگ 33 روزه حزبالله لبنان و اسرائیل در سال 1385 بهترین آزمون اجرای طرح نبردهای نامتقارن بود؛ به گفته سردار جعفری: «تجربیات 33 روزه جنگ لبنان به شناسایی نقاط ضعف دشمن كمك كرد و ما نیز این تجربیات را در سازمان خود پیاده كردهایم.»
بهواقع چنین سیاست بازدارندهای است كه تحلیلگران دفاعی غرب را به این تحلیل رسانده كه «حمله احتمالی به ایران، با پاسخ مرگبار و حمله تلافیجویانه نامتقارن ایران همراه خواهد بود.» به نوشته روزنامه «كریستین ساینس مانیتور» كارشناسان نظامی معتقدند كه حمله به ایران با انتقام تلافیجویانه مرگبار این كشور كه همان پاسخ نامتقارن است، همراه خواهد بود.
راهبرد «راهبردیها» در كسوت «فرماندهان»، سیاست نرمافزاری سپاه در دوران پیش رو است: «نبرد نامتقارن»
نویسنده: سرگه بارسقیان
کد مطلب: 4872
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcc.mq0a2bq4ila82.html