
آیا ایران برنده شده است؟
اکونومیست
17 بهمن 1386 ساعت 6:50
جمهوری اسلامی از قلاب هستهای گریخته است اما یک راه برای به قلاب انداختن آن هنوز وجود دارد. چه کسی میتوانست تصور کند که یک حکومت مذهبی با یک رئیس جمهور که هولوکاست را انکار میکند، حکومتی که انسانها [...] را در ملاء عام به دار میآویزد بتواند حصاری دیپلماتیک در اطراف آمریکا و متحدان اروپایی آن ایجاد کند؟ این دقیقا همان کاری است که ایران کرده است.
دلیل اصلی موفقیت ایران در واقع گلی بود که دستگاههای جاسوسی آمریکا وارد دروازه خودی کردند، یعنی همان گروهی که مسئول بی کفایتی اطلاعاتی منجر به جنگ عراق شناخته شدهاند. تا دو ماه پیش، تمام کشورهای 1+5 آمادگی داشتند تا به قطعنامه سوم شورای امنیت، شامل تحریمهای سختگیرانهتر علیه ایران رای مثبت دهند اما به طور ناگهانی گزارش دستگاههای امنیتی آمریکا انتشار یافت و آنچه را که پنج سال اقدامات دیپلماتیک رشته بود، پنبه کرد.
در واقع، علت انتشار گزارش دستگاههای اطلاعاتی آمریکا نحوه بهره برداری سیاسی دولت آمریکا از گزارشهای اطلاعاتی برای آغاز جنگ عراق بود. به همین دلیل نیز در این گزارش تاکید شده که ایران از پنج سال پیش تلاش برای دستیابی به جنگ افزار اتمی را کنار گذاشته است.
با وجود اینکه اسرائیل و تعدادی از متحدان آمریکا که به همان اطلاعات مورد استفاده در تدوین این گزارش دسترسی دارند با این نتیجهگیری موافق نیستند، اما بازتاب خبری مربوط به گزارش دستگاههای اطلاعاتی آمریکا عملا زیر پای اقدامات دیپلماتیک را خالی کرده است. تا آن جا که چین و روسیه در جلسهای که ماه گذشته در لندن برگزار شد تصریح کردند اگر قرار باشد قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب شود، باید بیشتر شکل یک پشت دستی ملایم را داشته باشد تا افزایش فشار اقتصادی.
در همان حال، ایران برای خود متحد جدیدی را به نام محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی اتمی دست و پا کرده است. متحدی که به مبارزه برای خنثی کردن اقدامات کسانی که آنان را «کلهپوکها» در واشنگتن مینامد دست زده و برای این منظور به ایران کمک میکند تا به وضعیت برنامههای اتمی خود سر و سامان بدهد و برای جلوگیری از بروز جنگی دیگر، برگه حسن رفتار دریافت کند.
هدف تحریمهای شورای امنیت بمبهای اتمی که ممکن است ایران در صدد ساختن آنها باشد یا نباشد نیست بلکه فعالیتی است که این کشور در روز روشن و به شکلی علنی به آن مشغول است. یعنی غنی سازی اورانیوم و تولید پلوتونیوم. در واقع کشوری که بتواند اینگونه سوختها را تولید کند به سادگی قادر است آنها را در یک کلاهک اتمی هم جای دهد.
اخیراً یک هیات متبسم از مقامات ایرانی که در اجلاس جهانی اقتصاد شرکت کرده بودند، به خبرنگاران حاضر در نشست یادآور شدند که صلح آمیز بودن برنامه هستهای این کشور هم توسط سازمانهای جاسوسی آمریکا تایید شده و هم تهران به زودی تمامی سوالات آژانس را پاسخ خواهد داد تا پرونده اتمی این کشور بسته شود. وزیر خارجه جمهوری اسلامی نیز تاکید کرد که به این ترتیب، تصویب تحریمهای جدید حتی در حد پشت دستی ملایم مورد نظر روسیه و چین نیز دیگر لزومی نخواهد داشت.
این نظر وزیر خارجه ایران البته قابل قبول نیست. هرچند که گزارش اطلاعاتی آمریکا تاکید کرده است که ایران احتمالا در سال 2003 تولید جنگ افزار اتمی را متوقف کرده؛ اما نباید از یاد برد که همین گزارش بر این مساله نیز تاکید کرده که جمهوری اسلامی تا آن زمان چنین فعالیتی را دنبال کرده است.
درست است که برخی کشورها اجازه یافتهاند بدون هیچ مشکل و فشاری به غنی سازی اورانیوم ادامه دهند اما دلیل محروم کردن ایران از آنچه که حق قانونی خود میداند سابقه جمهوری اسلامی است. سابقهای که باعث شد آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کند ایران به تعهدات خود پایبند نبوده است. همین سابقه است که البرادعی را وادار می سازد با وسوسههای خود برای پایان دادن به این مناقشه مبارزه کرده و سئوالات بیپاسخ خود را همچنان تکرار کند.
در هر حال با نزدیک شدن به پایان ریاست جمهوری جرج بوش و ضعف تحریمهای بینالمللی، ایران واقعاً ممکن است به هدف خود برسد. سئوال اساسی این است که اگر ایران بتواند از تور امنیتی آژانس بین المللی انرژی اتمی عبور کند، آیا خطری در پی خواهد داشت؟ آن هم در شرایطی که کره شمالی برای مدتی از معاهده منع گسترش خارج شده، اسرائیل هرگز این معاهده را امضا نکرده و هند و پاکستان نیز بمبهای اتمی خود را به نمایش گذاشتهاند؟ پاسخ من به این سئوال مثبت است.
یک خطر آشکار دستیابی واقعی یا احتمالی ایران به سلاحهای اتمی به راه افتادن رقابت هستهای در منطقه خاورمیانه است که باعث خواهد شد عربستان سعودی، مصر، سوریه و حتی ترکیه نیز به سرعت اتمی شوند. با توجه به اینکه اتحاد شوروی و آمریکا در دوران جنگ سرد چند بار به لبه پرتگاه جنگ اتمی نزدیک شدند، رقابت اتمی در خاورمیانه خطر یک فاجعه اتمی در نتیجه اشتباه محاسبه این کشورها را به شدت افزایش میدهد.
بنابر این، راه حل بهتر این است که به طور کلی از اتمی شدن ایران جلوگیری شود. جرج بوش گفته است که هنوز هم این امکان وجود دارد که اقدامات دیپلماتیک بتواند به چنین نتیجهای برسد. اما در حال حاضر، راه تحقق این هدف مشخص نیست و تنها میتوان گفت که بوش تنها یک کارت برنده را در اختیار دارد که عبارت است از مذاکره با ایران برای حل تمامی اختلافات با آمریکا؛ از موضوع آینده عراق گرفته تا روند صلح خاورمیانه.
هر چند که تاکنون رهبران ایران پیشنهاد آمریکا برای گفتگو در هر زمان و هر مکانی بر سر هر موضوعی را با اشاره پیش شرط ایالات متحده رد کردهاند؛ اما ظاهراً تنها راه ممکن صرفنظر کردن آمریکا از چنین پیششرطی است. تنها در چنین صورتی است که مسئولان ایران تحت فشار قرار خواهند گرفت تا مذاکره با آمریکا را آغاز کنند. چرا که در غیر این صورت، بایستی پاسخگوی فشارهای اقتصادی سنگینی باشند که در صورت عدم مذاکره با آمریکا با حمایت روسیه و چین احتمالاً بر این کشور تحمیل خواهد شد.
کد مطلب: 1028
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcc.iqsa2bqx4la82.html