پیشگامی در راه پرسنگلاخ!

سرمقاله آفتاب‌یزد- 22 مهر 87

22 مهر 1387 ساعت 7:20


خبر كاندیداتوری نخستین نامزد برای انتخابات دهم ریاست جمهوری امروز در حالی اعلام می‌شود كه دقیقاً 8 ماه تا روز برگزاری این انتخابات سرنوشت‌ساز فرصت باقی است. نگاهی به تحولات ماه‌های اخیر كشور و نیز اظهارنظرهای متفاوت در مورد انتخابات دهم و كاندیداهای احتمالی آن، نشان می‌دهد كه سیاستمداران كشور شأن ویژه‌ای برای 22 خرداد 88 و نتیجه حاصل از انتخابات آن روز قائل هستنـد. بسیاری از مردم نیز با امید و اضطراب، به انتظار روزی نشسته‌اند كه سرنوشت 4 سال مدیریت كشور رقم خواهد خورد. در چنین شرایطی، انتظار می رفت كه مدعیان عرصه سیاست، اعم از گروه‌های سیاسی و كسانی كه خود را برای حضور در رقابت آماده می‌كنند، بسیار زودتر از دوره‌های پیشین پرده‌ها را كنار بزنند و هم برنامه‌های خود را به مردم عرضه كنند و هم مرد اجرای آن برنامه‌ها را. اما جز مهدی كروبی كه مانند همیشه جسارت به خرج داد و با پیشگام شدن در این راه پرسنگلاخ به استقبال توهین و تحقیرهای احتمالی سیاست‌پیشگانی از دو جناح رفت، هنوز هیچ كس به خود جرات نداده است میل به ریاست جمهوری یا اشتیاق به خدمتگزاری برای مردم را به صورت علنی اعلام كند. البته عده‌ای مدعی هستند كه سخن گفتن در مورد ریاست جمهوری زودهنگام است. اما به نظر می‌رسد دغدغه اصلی بسیاری از گروه‌ها و كاندیداهای احتمالی، بی اطلاعی آنها از نحوه بازی رقیب است كه متاسفانه گاه بر عملكرد نهادها و تریبون‌های پرقدرت نیز تاثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر، عناصر اصلی در اكثر گروه‌های سیاسی، هم به میزان توانمندی‌های خود اشراف دارند و هم نسبت به شناخت مردم از عملكرد خویش آگاه هستند. این وضعیت، بسیاری از سیاست پیشگان را قانع ساخته است كه تنها راه پیروزی در عرصه انتخابات، تلاش برای ضایع ساختن رقیب است تا مردم از ترس پیروزی یك نفر یا یك جناح، ناگزیر به فرد دیگری روی بیاورند؛ اما از او هم توقع زیادی برای حل مشكلات خود نداشته باشند یا حداقل در مرحله فعلی، از او برنامه مشخصی برای رفع بحران های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نخواهند! ظاهراً آنچه كه بعضی از گروه‌های سیاسی را به نتیجه‌بخش بودن این روش مطمئن ساخته است تجربه دوره‌های پیشین انتخابات است كه یك بار مردم از <ترس حاكمیت اقتدارگرایان> به طرف كاندیدای دیگری رفتند و یك‌بار هم آنها را ترساندند كه <اگر فلان كس رئیس‌جمهور شود مافیای نفتی همه ثروت ملی را خواهد برد و دست‌های ناپاك، باقیمانده بیت‌المال را چپاول خواهند كرد.> همین <مردم‌ترسانی> به كاندیداهای پیروز كمك كرد تا برنامه منسجم برای دوره مسئولیت خود ارائه نكنند و در ذهن مردم نیز سوالی در این مورد به وجود نیاید. در نتیجه حداقل در یكی از این دوره‌ها، پس از انتخاب رئیس‌جمهور، سخنانی توسط او و همكارانش – به ویژه در عرصه‌های بین‌المللی– مطرح شد كه حتی یك كلام از آنها در دوره تبلیغات ریاست جمهوری مورد بحث قرار نگرفته بود . ‌ ‌

اكنون به نظر می‌رسد همان شیوه با جدیت بیشتری دنبال می‌شود. البته این بار، هم مردم را می‌ترسانند و هم گروه‌های سیاسی و كاندیداهای آنها را . برای ارعاب نوین، روش‌های قبلی و جدید به صورت تلفیقی اجرا می‌شود . یك جناح با دست گذاشتن بر احساسات مذهبی اقشاری از مردم و با توسل به دروغ یا بزرگ‌نمایی بعضی از مسائل و همچنین پوشاندن واقعیات در مورد خودی‌ها، تلاش می‌كند ذهن عده‌ای را كاملاً از دنیا و تحولات دنیوی منحرف سازد و به آنها هشدار دهد كه تنها راه فلاح اخروی، پیروزی یك جناح است . عده‌ای دیگر در همین جناح نیز پیام‌هایی را ظاهراً خطاب به رقیب ارسال می‌كنند اما مخاطب اصلی این پیام‌ها مردم هستند تا بدانند كه اگر كسی غیر از كاندیدای مطلوب آنها به قدرت برسد جامعه و كشور روی آرامش نخواهد دید! به عنوان یك اقدام كمكی، گاه و بیگاه از اینحربه نیز بهره می‌گیرند كه <كاندیدای رقیب رد صلاحیت می‌شود> یا <كاندیدای رقیب باید رد صلاحیت شود> این القائات نیز با این هدف صورت می‌گیرد كه بعضی اصناف و اقشار، از هرگونه سرمایه‌گذاری بر روی رقیبی كه پیشاپیش تصمیم برای حذف اوگرفته شده است خودداری كنند.

‌ ‌در جناح مقابل هم ،‌روش <مردم ترسانی> به نحو دیگری در حال پیگیری است. البته منصفانه باید گفت آنچه كه این جناح برای ترساندن مردم می‌گوید به واقعیت نزدیكتر است. نگارنده به لحاظ شخصی این جناح را ترجیح می‌دهد و حداقل فایده حاكمیت آن را كاهش مشكلات یا عدم افزایش آنها می‌داند. اما به نظر می‌رسد تداوم <دیوسازی> برای منصرف ساختن مردم از <فرشته‌یابی> روش مناسبی در آغازین سال از چهارمین دهه استقرار نظام جمهوری اسلامی نیست. بلكه همه گروه‌ها بایستی به صورت مشخص – و البته با توجه به واقعیت‌های سیاسی كشور – برنامه‌هایی برای دوره چهارساله‌ پس از پیروزی خود ارائه دهند. امروز همگان قبول دارند كه كشورایران، هم فرصت‌های بسیار خوبی در اختیار دارد و هم با تهدیدهای جدی مواجه است. این تهدیدها و فرصت‌ها – بالقوه یا بالفعل– به گونه‌ای است كه عبور و بهره‌مندی از آنها مستلزم تصدی ریاست جمهوری و دولت توسط یك گروه – تاكید می‌شود گروه نه فرد– می باشد كه هم دارای تفكر صحیح باشند و هم آراسته به صفت شجاعت در اجرا. پس لازم است كه همه گروه‌ها و افراد، با پایان دادن به بازی <می‌آییم– نمی‌آییم> یا سایر بازی‌های مشابه، در اولین فرصت –كه همین امروز هم بسیار دیر است– برنامه‌های دقیق خود را به مردم عرضه نمایند و كاندیداهای احتمالی رانیز معرفی كنند. اگر این اقدام صورت گیرد گروه‌های مرجع به مردم كمك خواهند كرد تا مفیدترین و اجرایی‌ترین برنامه را شناسایی كنند. اكثریت مردم نیز به خوبی قادر خواهند بود تا با مراجعه به سوابق كاندیداهای احتمالی، لایق‌ترین و شجاع‌ترین آنها رابرای اجرای این برنامه‌ها برگزینند. پیگیری این روش به گروه‌های سیاسی نیز فرصت لازم را خواهد داد تا از راه‌های رسمی و غیررسمی، محبوب‌ترین كاندیدای نزدیك به جناح خویش را شناسایی و در نزدیكی انتخابات او را به عنوان كاندیدای رسمی معرفی كنند.

گامی كه كروبی برداشت و امروز دقیقاً در فاصله 8 ماه تا برگزاری انتخابات، خبر آن منتشر شد را باید به فال نیك گرفت. البته همانطور كه دبیر كل حزب اعتماد ملی گفته است در مراحل نهایی ممكن است كاندیدای اجماعی اصلاح‌طلبان، كروبی باشد یا فرد دیگر. اما اقدام او فتح باب خوبی است تا همه گروه‌ها و افرادی كه خود را ملزم به صداقت می‌دانند با ارائه برنامه، به مردم فرصت كافی برای بررسی برنامه‌ها و شناسایی بهترین كاندیدا را بدهند. ‌ ‌ 


کد مطلب: 7805

آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdcb.gbzurhbwsiupr.html

شهاب نيوز
  http://www.shahabnews.com