
نگاهی به عملکرد سیاست خارجی دولت نهم [مرتضی الویری]
ویژهنامه روزنامه اعتماد-30 خرداد87
30 خرداد 1387 ساعت 7:50
مروری کوتاه بر چند شاخص در حوزه بین المللی و همچنین ذکر چند رخداد در این حوزه می تواند ما را برای رسیدن به جمع بندی عملکرد سیاست خارجی دولت نهم کمک کند.
1- درجه ریسک پذیری ایران که در سال 1376، شش بود (بدترین وضعیت هفت است) در دوران آقای خاتمی به چهار رسید و زمزمه ارتقای ایران به سه نیز آغاز شده بود. اما از سال 1384 تاکنون متاسفانه درجه ریسک پذیری ایران رو به وخامت نهاد.
2- وضعیت پرونده هستهای در این دوره به وخامت گرایید، به نحوی که تصمیم گیری از شورای حکام به شورای امنیت منتقل شد و تاکنون سه قطعنامه بر مبنای ماده 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل علیه ایران صادر شده است.
3- دامنه تحریمها در حوزه عملیات بانکی از سال 1385 یعنی شروع تحریمهای شورای امنیت به تدریج بیشتر شده است. وامهای میان مدت و درازمدت متوقف شده، گشایش اعتبارها انجام نمی شود و بسیاری از شرکتهای بیمه بین المللی که صادرات کالا به ایران را پوشش بیمهای می دادند از این کار سرباز می زنند که نتیجه اش بالا رفتن ریسک و افزایش هزینههای وارداتی است.
4- صدور ویزای شنگن حتی برای تجار و سرمایه گذاران ایرانی به سختی انجام می گیرد و برخی از صاحبان صنایع مجبورند قرار ملاقاتهای خود را در دبی یا یک کشور ثالث تنظیم کنند.
5- در بسیاری از مجامع منطقه یی یا بین المللی، ایران جایگاه بایسته خود را ندارد و بعضاً پیشنهادهای ایران مورد بی اعتنایی قرار می گیرد. به عنوان مثال در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس، بررسی پیشنهاد ایران موکول به بازگرداندن سه جزیره می شود، یا پیشنهاد ایران در مورد تغییر ارز اپک با بی اعتنایی و حتی توهین دیپلماتیک امیرعبدالله مواجه می شود.
6- به نامههای آقای رئیس جمهور پاسخ داده نمی شود (نامه به بوش، مرکل، سارکوزی و...)
7- در دانشگاه کلمبیا بدترین توهینها به رئیس جمهور ایران می شود، به نحوی که مشابه آن را نمی توان در مورد هیچ کشوری مشاهده کرد.
8- در سفر اخیر آقای رئیس جمهور به ایتالیا که برای شرکت در اجلاس فائو انجام شد حداقل استقبال به عمل نیامد، ملاقات رسمی اختصاص داده نشد.
مجموعه واقعیات فوق بیانگر این حقیقت تلخ است که در حوزه سیاست خارجی دولت نهم نتوانسته است کارنامه خوبی از خود برجای گذارد. علت این ناکامی را باید در دو باور غلط جست وجو کرد که دولتمردان فعلی شدیداً به آن گرفتار شده اند؛ خودشیفتگی و جهل دیپلماتیک. خودشیفتگی بدین معنی که دولتمردان فعلی خود را نماینده امام زمان (عج) می دانند و در خود رسالت پیامبری احساس می کنند و دنیا را در جهل و تباهی می بینند، لذا با لحنی پیامبرگونه به دنبال هدایت سران سایر کشورها هستند. به همین جهت دائماً نسخههایی برای حل مشکلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دنیا ارائه می دهند.
به عنوان مثال رئیس جمهور ایران پیشنهاد می کند که ناظران انتخاباتی ایران برای نظارت بر انتخابات نوامبر 2008 امریکا حضور یابند. ارسال نامه به سران کشورها و اعلان فروپاشی قریب الوقوع امریکا و غرب و اینکه سایر کشورها در اداره امور خود به بن بست رسیده اند و باید ایران الگوی آنها شود چیزی جز خودشیفتگی افراطی نیست.
جهل دیپلماتیک یعنی قانونمندی دیپلماسی را برنمی تابیم یا دانش آن را نداریم. اظهارات نسنجیده و تحریک آمیز در این سه سال مشکلات فراوانی را برای کشور فراهم آورد و فضای بین المللی را علیه ما بسیج کرد. صدور دو قطعنامه به اتفاق آرا در سازمان ملل علیه ایران معلول اظهارات حساب نشده آقای احمدی نژاد در مورد افسانه خواندن هولوکاست و محو اسرائیل بود. پس از آن اظهارات اولین تظاهرات به نفع اسرائیل را من در اسپانیا مقابل سفارت ایران شاهد بودم در حالی که تا آن تاریخ همیشه تظاهرات مردمی به نفع فلسطینیها انجام می شد. آقای نبیل معروف سفیر فلسطین در اسپانیا به من گفت، شما با این اظهارات، اسرائیل را در موضع مظلومیت قرار دادید و کمر ما را شکستید.
نمونه دیگر از این جهل دیپلماتیک نحوه برخورد با ملوانان انگلیسی بود. چند ملوان انگلیسی را به عنوان جاسوس دستگیر می کنیم اما پس از چند روز رئیس جمهور و اعضای کابینه با دادن هدیه آنان را بدرقه می کنند.
توضیح: این مقاله ابتدا در تاریخ 25/3/87 در وب سایت شخصی مرتضی الویری شهردار سابق تهران (www.alviri.ir) منتشر شده است.
کد مطلب: 4339
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdca.enyk49neo5k14.html