
بحران جهاني و خودشيفتگان داخلي!
سرمقاله آفتاب یزد-24 مهر 87
24 مهر 1387 ساعت 10:45
چندي است بحراني سنگين و در عين حال پيچيده بر اقتصاد بسياري از كشورهاي جهان سايه افكنده است. اين بحران كه ابتدا در بازار مسكن آمريكا خود را نشان داد به سرعت ساير عرصههاي اقتصادي اين كشور را نيز دربرگرفت. البته كشورهاي بزرگ اروپايي نيز يكي پس از ديگري در مسير تندباد اين بحران قرار گرفتند. پس از آن كشورهايي در شرق آسيا و ساير نقاط جهان با پديدههايي همچون ورشكستگي بسياري از بنگاههاي بزرگ اقتصادي خود مواجه شدند. اين موضوع، درسي براي كساني بود كه در داخل و خارج آمريكا، اقتصاد آن كشور را شكست ناپذير فرض ميكردند و بر اين گمان باطل بودند كه سران كاخ سفيد ميتوانند براي خود و ساير كشورهاي دنيا، هزينهسازي كنند بدون آنكه با پيامدهاي منفي آن مواجه شـونـد. امـا اين وضعيت براي بعضي تحليلگران داخلي و تريبونداران پرحرارت خودي هم درسهايي داشت.
اين گروه دوم، برعكس كساني كه آمريكا را همهكاره جهان ميدانند، در يك تحليل تفريطي به گونهاي سخن ميگويند كه گويي آمريكا در همه عرصه ها يك مفلوك دست و پا بسته است و هيچ تاثيري بر تحولات جهاني ندارد. اما حوادث اخير و سرايت مشكلات اقتصادي آمريكا به دورترين نقاط در شرق آسيا – از جمله كشورهاي اسلامي مانند اندونزي – نشان داد كه برخي سخنرانيها و اظهارنظرها، بيش از آنكه مبتني بر واقعيات جهان امروز باشد نوعي پاسخگويي در برابر <زيادهگويي> بعضي آمريكاييهاست. البته اينگونه مقابله به مثلها در عالم سياست، رايج است و گاه نيز ضروري ميباشد. اما اگر برخي اظهارات تريبوني، به باور سياستمداران پرنفوذ تبديل شود و براساس همين باور، دست به اقداماتي بزنند ميتواند ضايعات خطرناكي براي كشور داشته باشد. متاسفانه نشانههايي وجود دارد كه ثابت ميكند اين فرضيه چندان دور از ذهن نيست. سخنان اخير يك شخصيت سالخورده – كه هم از دولت نهم تاثير ميپذيرد و هم بر آن تاثيرگذار است– و اظهار خوشحالي او از بحران اقتصادي آمريكا يكي از اين نشانههاست. شايد همين تلقي از<زمينخوردگي آمريكا> باعث شد كه مسئولان دولت نهم خطر بحران اقتصادي در <ينگه دنيا> را جدي نگيرند و حتي رسما و تلويحا به ابراز خوشحالي از آن بپردازند. اين درحالي بود كه پس لرزههاي متعدد ناشي از زلزله اقتصادي در آمريكا، هم نقاط مختلف دنيا را لرزاند و هم سران دموكرات و جمهوري خواه آمـريـكـا را بـه همانـديشي براي رسيدن به راهحل مشترك واداشت. سياستپيشگان آمريكايي به خوبي ميدانند كه تاثير بـحـران اقـتـصـادي امـروز، تـا مـدتها در كشورشان و ساير كشورهاي دنيا وجود خواهد داشت. لذا نه تنها هيچكس در آمريكا سعي نكرد با داغ كردن تنور بحران، از اين موضوع براي انتخابات آينده – كه سه هفته ديگر برگزار ميشود– استفاده كند، بلكه دو رقيب اصلي به صورت مشترك از لايحهاي حمايت كردند كه براي عبور از شرايط فعلي تهيه شده است. در ساير كشورها نيز به جاي مچگيريهاي رايج سياسي، عقلاي قوم دور هم جمع شدند تا راهي براي كاهش هزينههاي بحران اقـتـصـادي فـعلـي بـيـابـنـد. امـا ظاهرا برخي سياستمداران خـودشيفته ايراني، آنچنان از وضعيت اقتصادي كشورمان آسودهخاطر هستند كه درست در همين شرايط، پيامهاي عجيب و غريب به دنيا ميفرستند. اين پيامها تنها يك مفهوم دارد: وجود اختلاف شديد در عرصههاي تصميمگيري كشور و تنها بودن دولت در مسير اجراي وظايف قانوني خود به ويژه در حوزههاي اقتصادي! اين پيامها بعضا از طريق برخي اقدامات صورت گرفته است كه ثابت ميكند فراكسيون خاصي از قوه مجريه، خرج خود را از ساير قوا و حتي عدهاي از همراهان سه سال گذشته جدا كرده است. حواشي بركناري وزير اقتصاد و پايان همكاري دومين رئيس كل بانك مركزي در دولت نهم، در كنار بـياعـتـنايي نسبي در برابر برخي مطالبات قانوني مجلس، نمونههايي از اين " اقدامات پيام دار" بوده است كه متاسفانه در بحرانيترين شرايط اقتصادي جهان، در داخل ايران انجام شد تا هيچكس تصور نكند در ايران آرامش اقتصادي وجود دارد. در اين شرايط، به جاي پاسخگويي مستدل ادعاي يار 2/5 ساله دولت نهم– دانشجعفري– درخصوص تاثير گزارشهاي يك دامپزشك بر تصميمگيريهاي اقتصادي دولت، يك مشاور ديگر رئيسجمهور كه فاقد پيشينه اقتصادي است سخنگوي اقـتـصـادي دولـت شده و دلايل بركناري دو مقام عاليرتبه اقتصادي را تشريح كرده است. اين آقاي مشاور، بخشي از سخنراني خود را به اتهامافكني بيسابقه نسبت به تصميمگيران "تازه جدا شده از دولت" اختصاص داده و بخش ديگر را به متهم ساختن چهرههاي اقتصادي مجلس. مشاور متدين، هدف از بركناري وزير اقتصاد و رئيس كل بانك مركزي را جلوگيري از سرازير شدن ميلياردها دلار درآمد نفتي به جيب عدهاي خاص ميداند و تلاش نمايندگان مجلس براي مستقل كردن بانك مركزي را ناشي از ارادهاي براي مخفي ماندن نام دزدها! البته آقاي مشاور، تنها به اتهامافكني عليه نمايندگان نميپردازد بلكه اقتصاد ايران را آنچنان آشفته معرفي ميكند كه در آن، يك نفر ميتواند با سرمايهگذاري ده تا بيست ميليارد توماني، همه تخممرغها را از بازار جمعا~وري كند و به دور بريزد تا به دولت محبوب اين آقا، صدمه بزند!
آيا تا زماني كه تفكرات اينچنيني در اطراف عاليترين مـقـام اجـرايي كشور وجوددارد ميتوان اميدي به بهبود وضـعـيـت اقـتصادي يا تغييرات مثبت در ساير عرصههاي مديريتي كشور داشت؟
امروز دولت آمريكا به دنبال تزريق 700 ميليارد دلار به بازار آشفته آن كشور است و براي اين كار، دو كانديداي رقيب به همكاري كامل روي آوردهاند. در حالي كه همين دو نفر، در عرصههاي ديگر شمشير عريان به روي يكديگر ميكشند. اما در اين طرف دنيا، مشاور رئيسجمهور ما فرياد ميزند كه نمايندگان مجلس ايران به دنبال ايجاد حاشيه امن براي دزدها هستند و اقتصاد ما آن قدر آشفته است كه يك دلال ميتواند با 10، 20 ميليارد تومان – ده تا بيست ميليون دلار– همه بازار ما را به هم بريزد. به نظر شما، از ميان اين دو دولت، كدام يك زودتر مـوفـق به عبور از بحران خواهند شد و كداميك به خاطر خودشيفتگي بعضي از همراهان و حاميان، هر روز از مسير صحيح فاصله بيشتر خواهند گرفت؟
کد مطلب: 7877
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdca.0n0k49na05k14.html